اخبار - فروشگاه کتاب کتابخون
برای نمایش بهتر سایت از مرورگر FireFox یا Internet Explorer ورژن بالای 8 استفاده کنید، برای دریافت اینجا کلیک کنید
اخبار سایت
خبر
رمانی بومی در برابر آثار آپارتمانی

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۲/۲۸

طبیعت‌محور بودن رمان «ظلمت سفید» را باید ویژگی رمان خالقی بر شمرد که در برابر رمان‌های آپارتمانی و شهری قرارش می‌دهد.

خبر

رمان «ظلمت سفید» اثر سجاد خالقی که در مدت کوتاهی به چاپ یوم  رسیده، رمانی است که در دو زمان موازی پیش می‌رود و خواننده روایتی از دو نسل متفاوت از یک خاندان را در دو عصر متفاوت می‌بیند. یکی در عصر قاجار و تلاش برای رسیدن به مشروطه و دیگری در عصر پهلوی، که بخش مربوط به عصر پهلوی در کوهستان‌های برف‌گیر کهگیلویه و بویراحمد می‌گذرد و ارتباط مستقیمی با تاریخ مبارزه پیدا نمی‌کند.

نویسنده سرمای سخت و طاقت‌فرسای کوهستان را به روزهای سخت پهلوی گره زده و عبور از آن را نماد و نشانه‌ای قرار داده تا در صورت ایستادگی در برابر آن نشان دهد که پس از سختی حتما آسانی است.

نویسنده در «ظلمت سفید» به هیچ روی از حوادث و اتفاقات تاریخی سخن نگفته و تنها بخش‌هایی از تاریخ که به رمانش کمک کرده را در متن اثرش قرار داده و از این روی این رمان به هیچ وجه یک گزارش تاریخی نیست بلکه مشاهدات یک نوجوان از روزهای مشروطه‌خواهی در تهران است. از آنجا که یک نوجوان در رمان مشغول روایت است باورپذیری روایت دو چندان می‌شود زیرا راوی نوجوان به دور از حب و بغض‌های سیاسی است و آنچه می‌بیند را روایت می‌کند.

یکی از ویژگی‌های این بخش آنجا نمود پیدا می‌کند که نویسنده به ماجرای مخالفت شیخ فضل‌الله نوری با مشروطه اشاره می‌کند و به ظرافت پاسخ شبهه‌های موجود در ارتباط با این مخالفت را به خواننده ارائه می‌کند و از این حیث باید خالقی را تحسین کرد که توانسته با استفاده از تکنیک غیرمستقیم‌گویی برخی شبهه‌های تاریخی را نیز توضیح دهد.

خالقی در این رمان هیچگاه از اتفاقات تاریخی سخن نگفته و تنها حس یک واقعه تاریخی را به خواننده منتقل می‌کند. آنجا که «مجلس» به فرماندهی لیاخوف به توپ بسته شد و شلیکی که به سمت مبارزین شد حس به توپ بستن مجلس در خواننده القا می‌شود و زمانی که دهان شخصیت اصلی طعم خاک و باروت می‌گیرد خواننده نیز همین حس تلخی را دریافت می‌کند.

توصیف‌های خالقی از طبیعت و کوهستان در بخشی که مربوط به عصر پهلوی است به قدری مسحور کننده است که خواننده خود را در میان یخچال‌ها و قلل برف‌گیر منطقه می‌بیند و با سرما دست و پنجه نرم می‌کند. او خود را در کنار «تاراز» و «مهرداد» دو شخصیت گیر افتاده در برف می‌بیند و با آنها با گرگ‌ها و سرمای طاقت‌فرسا مبارزه می‌کند.

یکی دیگر از ویژگی‌های رمان «ظلمت سفید» لهجه و گویش محلی است که نویسنده به خوبی آن را از کار در آورده و همین سبب می‌‌شود خواننده بیشتر به رمان و بوم مورد نظر نویسنده نزدیک شود. لهجه‌دار بودن و طبیعت‌محور بودن رمان را باید ویژگی رمان خالقی بر شمرد که در برابر رمان‌های آپارتمانی و شهری قرارش می‌دهد و نویسنده کوشیده به عناصر بومی مانند «چوقا»، «گیوه»، «برنو»، «شیر سنگی» و ... شخصیت ببخشد و آنها را وارد ادبیات داستانی کند تا خواننده غیر بومی هم با این عناصر آشنا شود.

«ظلمت سفید» را باید رمانی خوشخوان و روان قلمداد کرد که خواننده متوجه پیشرفت آن نمی‌شود و سرعت حوادث و اتفاقات او را با خود همراه می‌کند. همچنین این رمان مملو از دیالوگ است و همین در خوشخوان شدن رمان تاثیر بسزایی دارد.

رمان «ظلمت سفید» اثر سجاد خالقی در 296 صفحه از سوی انتشارات کتابستان معرفت روانه بازار کتاب شده است. همچنین این رمان برگزیده بخش رمان نوجوان جشنواره داستان انقلاب نیز بوده است.

خرید کتاب از فروشگاه کتابخون امکان پذیر است.

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۲/۲۸

خبر
کتاب «خداحافظ سالار» شامل خاطرات «پروانه چراغ‌نوروزی» به چاپ رسید.

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۲/۲۶

کتاب «خداحافظ سالار» خاطرات «پروانه چراغ‌نوروزی» همسر سرلشکر پاسدار شهید حسین همدانی به قلم حمید حسام از سوی انتشارات روایت ۲۷ بعثت به چاپ رسید.

خبر

حمید حسام نویسنده کتاب «خداحافظ سالار» اظهار داشت: کتاب «خداحافظ سالار»، خاطرات پروانه چراغ‌نوروزی همسر سردار سرلشكر شهید حاج حسين همدانی، قافله‌سالار مدافعان حرم است، كه به زندگی و فراز و نشيب‌های اين شيرزن بزرگ پرداخته که از کودكی آغاز و نهايتا به شهادت سردار همدانی در سال ١٣٩٤ ختم می‌شود.

وی گفت: کتاب خداحافظ سالار به صورت داستانی است که شروع ماجرای آن از سال ١٣٩٠ است، كه شهید همدانی خانواده خود را در اوج بحران سوريه که دمشق در آستانه سقوط بود، آگاهانه به دمشق مي‌برد.

بعد از بازگشت به ایران زمانی که سوریه امن و بحران سقوط دمشق کم می‌شود، خانم چراغ‌نوروزی شروع به نوشتن خاطرات کودکی خود می‌کند و به این صورت است که این کتاب با تکنیک بازگشت به گذشته به دهه 40 برمی‌گردد.

نویسنده کتاب خداحافظ سالار افزود: زندگی شهید همدانی پر بوده از حادثه، مجروحیت، گمنامی و کارهای بزرگی که ناشناخته مانده است و بخشی از کتاب به خاطرات و نقش شهید همدانی در تاسیس 3 لشکر سپاه در سال‌های دفاع مقدس، و ماموریت‌های متعددی از جمله حضور وی در آفریقا و نهایتا دفاع از حرم اهل‌بیت در سوریه می‌پردازد. همه این‌ها در کنار شنیدنی‌های قصه حرم و مقابله با تفکیری‌ها در کتابی به عنوان خداحافظ سالار جمع شده است.

کتاب خداحافظ سالار توسط انتشارات 27 بعثت به چاپ رسیده و از فروشگاه کتابخون عرضه می‌شود.

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۲/۲۶

خبر
کتاب «هفت جن» که رمانی فانتزی در ژانر وحشت است برای پنجمین بار روانه بازار نشر شد.

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۱/۲۷

رمان «هفت جن» اثر امید کوره‌چی از سوی نشر کتابستان به چاپ پنجم رسید.

خبر

این اثر رمانی است که زندگی جوانی را به تصویر می‌کشد که سال‌های طولانی از عمر خود را صرف موجودات ماورایی کرده و قدرت‌های بی مانندی را کسب کرده است، ولی از آنجاکه نفس او همواره در طلب کسب قدرت‌های بیشتر است، پا در ورطه‌ای می‌گذارد که حوادث این داستان را رقم می‌زند.
«هفت جن» برای آنهایی که اهل مطالعه یا تماشای آثار ژانر وحشت هستند بسیار جذاب خواهد بود. «رمان 7 ج ن» یک اثر در ژانر آثار فانتزی با درون مایه علوم غریبه برای خواننده داخلی حتما جذاب خواهد بود.
کتاب 7 جن از آن جهت ارزشمند بود که نویسنده به نظر دسترسی خوبی به مستندات داشته و از تصویرسازی های عوامانه در این فضا دوری کرده و تصاویری بدیع و نو به خواننده نشان می دهد و همین موجب یکتا شدن «هفت جن» از سایر آثاری است که در این موضوع نوشته شده است.
چاپ پنجم رمان «هفت جن» با قیمت 16 هزار و 500 تومان از سوی نشر کتابستان معرفت روانه بازار کتاب شده است.

علاقمندان برای تهیه کتاب می توانند به فروشگاه اینترنتی کتابخون مراجعه و یا با تلفن 02166963155 تماس بگیرند.

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۱/۲۷

خبر
"وقتی مهتاب گم شد" روایتی از جنس حماسه

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۱/٠۹

"وقتی مهتاب گم شد" کتابی از علی خوش‌لفظ که با خاطرات شیرین شیطنت‌های دوران کودکی و خاطره گم شدن او در کنار شط خرمشهر آغاز می‌شود و با خاطره بلدچی شدن او در ۱۱ اردیبهشت سال ۶۱ در آزادسازی خرمشهر پیوند می‌خورد

خبر

گروه فرهنگی «نسیم آنلاین»؛ علی خوش لفظ در جنگ تحمیلی حدود یازده مرتبه مجروح شده و حتی برادرش نیز در این جنگ شهید می شود و اکنون وی یکی از جانبازان هشت سال دفاع مقدس به شمار می رود.

وی قصه های پرفراز و نشیبی از آغاز جنگ تحمیلی دارد، وقتی پیش حاج احمد متوسلیان در مریوان می رود، تنها یک نوجوان 15 ساله بوده است و در فتح خرمشهر همراه حاج احمد به عنوان نیروی اطلاعات و عملیات برای شناسایی جاده اهواز _ خرمشهر بوده است

علی خوش لفظ در عملیات های دیگر نظیر عملیات رمضان، مسلم بن عقیل، والفجر 5، کربلای 4 و کربلای 5 حضور داشته است که نهایتاً در عملیات کربلای 5 تیر به نخاع وی خورده و به شدت مجروح می شود که الان هم بعد از 25 سال از این واقعه، از این مجروحیت رنج برده و مکرراً در بیمارستان است.

شخصیت او، بسیار ویژه است که به نوعی بار عاطفی و انسانی خاطراتش خیلی زیاد است چراکه وی با حدود 90 نفر از کسانی که در هشت سال دفاع مقدس شهید شده اند، عهد اخوت می بندد و شاهد شهادت بیشتر آنها نیز در عملیات ها بوده است

حمید حسام، نویسنده در مورد نامگذاری کتاب می گوید:  عنوان این کتاب را «وقتی که مهتاب گم شد» نامگذاری کردم و انتخاب عنوان این اثر به این مهم بر می گردد که در شب های تاریک آنها باید کار شناسایی را انجام می دادند که یک شب مهتابی یکی از دوستانی که خیلی به آقای خوش لفظ نزدیک بود شهید «علی محمدی» بود، وقتی که مهتاب بالا می آید در میدان مین توسط دشمن دیده و شهید می شود و علی خوش لفظ نمی تواند پیکر شهید علی محمدی را از جلوی عراقی ها از میدان مین خارج کند

 

 

همزمان مهتاب وجودی آقای خوش لفظ که قهرمان قصه ما است، همان شهید علی محمدی است که با دمیدن مهتاب گم می شود و از این جهت تا پایان جنگ یک احساس گمشده ای در وجود خوش لفظ وجود دارد که باید به شکلی این فرد را پیدا کند.فضای کتاب «وقتی که مهتاب گم شد» بسیار عاطفی، معنوی و حماسی است و بار انسانی خاطراتش بسیار سنگین است از طرفی این فرد بسیار شهره و مشهور می شود و احساس می کند علت اینکه همه دوستانش یکی یکی به شهادت می رسند این است که خیلی معروف و شناخته شده است و باید سلوک گمنامی داشته باشد.

علی خوش لفظ برای این کار از بین بچه هایی که چند سالی در جنگ تحمیلی او را می شناختند، هجرت می کند و پیش رزمندگان در تهران می رود که در آغاز جنگ پیش آنها بوده با این تصور که دیگر کسی او را در این مکان نمی شناسد و یک نیروی ساده تخریب چی می شود اما از قضای روزگار آنجا هم لو رفته و شناخته می شود و باز هم احساس می کند که برای او آفتی شده و به کارهای عجیب و غریب همانند راننده تانکر آب می پردازد یعنی سعی می کند از شهرت و اعتبار اجتماعی که در چشم و دل رزمندگان پیدا کرده خودش را پایین بیاورد و به این شکل تزکیه نفس کند و یک سلوک گمنامی داشته باشد.

نهایتاً وقتی دومین برادرش شهید می شود یک غم بسیار بزرگی به دل اش رخنه می کند چراکه وی برادرهایش را به جبهه آورده بود و نهایتاً برای یازدهمین بار در عملیات کربلای 5 تیر کالیبر تانک کنار نخاع این شخص خورده و مجروح و جانباز می شود.

در این اثر به فراز و فرودهای زندگی شهید خوش‌لفظ و رابطه او با دیگر شهدا که با آنها عقد اخوت بسته بود، می‌پردازد. از این منظر کتاب حاضر روایتی عاطفی و انسانی از خاطراتی دارد که شهید خوش‌لفظ از همراهان و دوستان شهیدش روایت می‌کند که از جمله این شهدا، شهید علی محمدی است.

در لابه‌لای خاطرات وی، روایت‌های ناب و ناگفته‌ای از همرزمانش دیده می‌شود که بخشی از آن به جاودان‌یاد احمد متوسلیان اختصاص دارد. خاطراتی از عملیات‌های مختلف از جمله والفجر 4 و 5، رمضان و مسلم ابن عقیل از دیگر بخش‌های این اثر است. «وقتی مهتاب گم شد» روایت رزمنده‌ای است که از دوستان شهیدش جا می‌ماند و دلیل آن را هم در شهره شدن ‌می‌داند، از این رو تمام تلاش خود را به کار می‌بندد تا در گمنامی به رزمندگان خدمت کند.

علی خوش‌لفظ در فتح خرمشهر برای شناسایی باید 14 کیلومتر راه می‌رفت و برمی‌گشت. طی دو هفته این کار را کرد تا بتواند گردان‌ها را از آن مسیر عبور دهد، اما در شب 10 اردیبهشت سال 61 وقتی گردان‌ها را می‌برد، مسیر را گم می‌کند، 700 نفر در تاریکی شب می‌مانند و در این وضعیت بحرانی که هوا هم مهتابی بوده ناگهان هوا ابری می‌شود و باران می‌گیرد.

وقتی علی خوش‌لفظ در سومار برای شناسایی می‌رود به تعدادی از عراقی‌ها برمی‌خورد که برای شناسایی آمده بودند. وی در حلقه آن هفت نفر می‌افتد و می‌تواند فرار کند اما هنوز چیزی نگذشته بود که با گروه دیگری از عراقی‌ها مواجه می‌شود و در کمال ناباوری می‌تواند از چنگ آنها نیز فرار کند. علی خوش‌لفظ در منطقه مهران راهکاری را برای عبور سه گردان پیدا می‌کند که در شب عملیات رزمندگان بتوانند از پشت عراقی‌ها را دور بزنند.

ودر مقدمه این کتاب آمده است :

رفیقی داشتم که می‌‏گفت: «اینجا ـ جزیره مجنون ـ جای دیوانه‌‏هاست. دیوانه‏‌هایی که عاشق‏اند. عاشقانی که می‏‌خواهند از راه میان‏بُر به خدا برسند

تابستان سال 1365 بود و من با این رفیق راه، راه را گم کرده بودم. کجا؟ در جزیره مجنون؛ وقتی که از خط برمی‏‌گشتیم. همان دم‌دمای صبح. گرما بالای سی درجه بود و رطوبت هوا بالای هفتاد درصد و ما برای رهایی از گرما و شرجی، بالا‏پوشمان، فقط یک زیر‏پیراهن سفید و خیس بود.

آنجا، کسی را دیدم که کلاه پشمی زمستانی را تا پایین ابرو پایین کشیده و کنار نی‏زارها دراز به دراز خوابیده بود. نگاه عاقل اندر سفیهی به او کردم و به رفیقم گفتم: «راست گفتی که مجنون جای دیوانه‏‌هاست.» رفیق راه ـ جلیل شرفی ـ گفت: «فعلاً چاره‌‏ای نیست جز اینکه مسیر و راه را از این عاقل دیوانه‏‌نما بپرسیم. از نیروهای اطلاعات عملیات است و بلدِ راه

پرسیدم: «اخوی، ما راه را گم کرده‏‌ایم. سه‌‏راه همت کدام طرف است؟»

دو کلمه بیشتر نگفت: «مستقیم برو، می‌‏رسی به همت

آن ‏قدر بی‌‏خیال و بی‏‌محل این دو کلمه را ادا کرد که از او خوشم نیامد. در پاسخ خِسّت به خرج داده بود. ولی همین دو کلمه مختصر را با رفیق راهم ـ جلیل شرفی ـ عقب جلو کردیم و سه معنی ژرف از آن بیرون کشیدیم؛ اول اینکه، راه رسیدن به همت راه مستقیم است. دوم اینکه رسیدن به راه مستقیم، همت می‏‌خواهد. و سوم اینکه راه همت، راه مستقیم است و راه مستقیم راه همت. تمام این جملات به یک نتیجه و مقصد می‏‌رسید.

یک ماه بعد، همان‏ جا، از جزیره مجنون، رفیق راهم ـ جلیل شرفی ـ رفت پیش حاج همت و آسمانی شد.

*

بیست سال بعد، در سال‏‌های بعد از جنگ، همان بلدچیِ بی‏خیال، که راه مستقیم را نشانمان داده بود، رفیقم شد و در این دنیایی که جز رفاقت خدا، روی رفاقت کسی نمی‌‏شود حساب کرد، آن‏ قدر رفیق شدیم که از او پرسیدم: «مرد حسابی، آن چه‌‏جور آدرس دادن بود؟!» که با این سؤال دست مرا گرفت و به کوچه‌‏های خاطراتش برد؛ از روزگاری که شش‌‏ساله بود و در خرمشهر گم شد تا روزی که شانزده‏‌ساله شد، و بعد از آشنایی با حاج احمد متوسلیان، در مریوان ... »

این کتاب توسط انتشارات "سوره مهر" به چاپ رسیده است و تقریظ مقام معظم رهبری بر کتاب و تعریف ایشان باعث شد تا کتاب به چندین چاپ مجدد برسد.

خرید کتاب وقتی مهتاب گم شد از فروشگاه کتابخون امکان پذیر است.

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۱/٠۹

خبر
دل‌نوشته سردار سلیمانی درباره کتاب «وقتی مهتاب گم شد»

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۲/۲۳

«وقتی مهتاب گم شد» عنوان کتاب خاطرات جانبازی است که پیشتر مورد عنایت رهبری انقلاب هم قرار گرفته است و امروز قاسم سلیمانی هم در خصوص آن دل نوشته ای دارد که در آن از شوقش برای شهادت می گوید.

خبر

«وقتی مهتاب گم شد» عنوان کتاب خاطرات جانباز سرافراز آقای علی خوش‌لفظ است که رهبر انقلاب چندی پیش آن را مطالعه کرده و یادداشتی بر آن نوشتند. متن این یادداشت در مراسمی در همدان رونمایی شد. اما رهبر انقلاب در دیدارهای مختلفی به این کتاب اشاره و از آن تمجید نمودند و دیگران را به خواندن آن توصیه کردند.
از این رو، سردار سرلشکر حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، پس از مطالعه‌ی کتاب «وقتی مهتاب گم شد»

 

 

بسمه‌تعالی
عزیز برادرم علی عزیز
همه شهداء و حقایق آن دوران را در چهره‌ی تو دیدم
یکبار همه خاطراتم را به رخم کشیدی. چه زیبا از کسانی حرف زده‌ای که صدها نفر از آنها را همینگونه از دست دادم و هنوز هر ماه یکی از آنها را تشییع میکنم و رویم نمی‌شود در تشییع آنها شرکت کنم. ده روز قبل بهترین آنها را -مراد و حیدر را- از دست دادم، اما خودم نمی‌روم و نمی‌میرم، در حالی که در آرزوی وصل یکی از آن صدها شیر دیروز له‌له می‌زنم و به درد «چه کنم» دچار شده‌ام. امروز این درد همه وجودم را فراگرفته و تو نمکدانی از نمک را به زخم‌هایم پاشاندی. تنهای تنهایم.
عکست را بروی جلد بوسیدم ای شهید آماده رفتن و دوست ندیده‌ام که بهترین دوستت را در کنارم از دست دادی. امیدوارم سربلند و زنده باشی تا مردم ایران در زمین همانند دب اکبر در آسمان نشانی خدا را از تو بگیرند و به تماشایت بنشینند.

برادر جامانده‌ات 
قاسم سلیمانی
۹۶/۱/۳۰     

بعدالتحریر: این نوشته در مقابل آن دستخط مخلص عارف حکیم، ولی و رهبرم و عشقم ارزشی ندارد.
قاسم سلیمانی
۹۶/۲/۱۸    

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۲/۲۳

خبر
رونمایی از کتاب «ملاصالح» با حضور هنرمندان

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۲/۲۱

ی مراسمی در خانه هنرمندان از کتاب خاطرات ملاصالح قاری با حضور هنرمندان و نویسندگان کشورمان رونمایی شد.

خبر

دیروز در خانه هنرمندان ایران، از کتاب خاطرات مردی رونمایی شد که در تخیل فیلمنامه نویسان هالیوود نیز چنین وقایعی محال است.

کتاب خاطرات ملاصالح قاری، به روایت رضیه غبیشی در تالار امیرخانی خانه هنرمندان بوسیله نویسندگان و هنرمندان کشور رونمایی گردید.

 

در این مراسم رخشان بنی اعتماد از ملاصالح قاری بسبب دهها سال استقامت و وطن پرستی تشکر کرد و خانم غبیشی(نویسنده کتاب) و همسر شهید جانباز منصور عطشانی را مورد خطاب قرار داد که قلم زیبا ، ساده و رسای شما باعث می شود صداقت از تک تک کلمات این خاطرات بدون هرگونه اغراق و تصنع بردل مخاطب بنشیند.

پروبز پرستویی حق ملاصالح برگردن خود و ملت ایران را بسیار فراتر از تصور دانست و اینکه کتاب ملاصالح را باید با دل خواند و بس و نیز زندگی ساده امروزی او را درسی برای همه از جمله مقامات و مسولین دانست که بسیار بیشتر به زندگی این شهید زنده توجه کنند

رضاکیانیان گفت: آقای ملا صالح قاری من از شما متشکرم که هستید و وجودتان باعث آن است که من و ما هم باشیم و ملت ایران هم باشد.

خسرو سینایی کارگردان سینمای ایران گفت ملاصالح آزاده است و آزاده نیاز به صفت مضاعف قهرمان ندارد ، هرکس ملا صالح عزیز را بشناسد معنای آزادگی را با تمام وجود خواهد شناخت .

 

حمید داوود ابادی نویسنده کتابهای دفاع مقدس هم حضور در کنار ملاصالح و این جمع را باعث افتخار خود دانست و یاداوری کرد که همه ما افتخار داریم که اینگونه خاطرات را به نسلهای اینده بسپاریم .

شیوا مقانلو نویسنده و مترجم نیز از خاطراتش از ملاصالح و نقل آن در سفرهای خارجیش گفت و آنکه چگونه همه شنوندگان غیرایرانی نیز از این زندگی پرفراز و نشیب احساس شگفتی کرده که باعث غرورش در دیار غربت میشدند .

 

پرویز شیخ طادی نیز حق کتاب خاطرات ملاصالح را تکلیفی برگردن همه دانست برای جواب بدین سوال که چرا تاکنون امثال چنین خاطراتی به فیلم تبدیل نشده اند ؟

از دیگر حاضران در جلسه میتوان به هدایت الله بهبودی ( نویسنده ) مهدی جعفری (کارگردان ) رجبی معمار ( مدیرعامل خانه هنرمندان)غفاری ( مجری و مسول روابط عمومی خانه هنرمندان ) احمد یوسف زاده ( نویسنده کتاب آن 23 نفر ) تقی زاده و خواجویی ( از اسرای موسوم به 23 نفر ) سیاوش سرمدی ( کارگردان ) و مجید شتی ( تدوینگر ) مریم احدی ( مجری ) محمد یار احمدی ( گرافیست ) علیرضا حبیب ( عکاس ) حبیب احمدزاده ( نویسنده و مستندساز ) سردار ناظری ( مدیرعامل نشرفاتحان ) مکی یازع ( نویسنده کتاب بچه های کفیشه ) جانباز تقی پور ( مدیر موزه صلح ) و خلیلی ( ریاست انتشارات شهید کاظمی) اشاره کرد .

لازم بذکر است که کتاب ( ملاصالح ) در 282 صفحه و در انتشارات شهید کاظمی به چاپ رسیده است. خرید کتاب ملاصالح از فروشگاه کتابخون امکان پذیر است.

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۲/۲۱

خبر
زندگی نامه «آخرین نخست‌وزیر» در راه بازار نشر

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۲/۱۷

کتاب زندگی و زمانه میرحسین موسوی با نام «آخرین نخست وزیر» منتشر می شود.

خبر

جلد اول از کتاب زندگی و زمانه میرحسین موسوی  با نام «آخرین نخست وزیر» از 1320 تا 1368 نوشته جواد موگویی بزودی عرضه خواهد شد.

کتاب «آخرین نخست وزیر» در واقع نگاهی به زندگی میرحسین موسوی می باشد که آخرین نخست وزیر در جمهوری اسلامی است، بوده و در آن نگاهی به سیر زندگی میرحسین موسوی از 1320 تا 1368 انداخته است.

کتاب  «آخرین نخست وزیر»، قرار است از سوی نشر شهید کاظمی ناشر برگزیده سال منتشر به مخاطبان معرفی شود.

از جواد موگویی کتاب «اسرار آیت» نگاهی به زندگی شهید سید حسن آیت منتشر شده است.

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۲/۱۷

خبر
«آمریکایی» نویسنده چپ‌گرا ترجمه شد/ رهبر انقلاب این کتاب را 20 سال پیش توصیه کرده بودند

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۲/۱۷

رمان «آمریکایی» اثر هاوارد فاست از سوی نشر اسم روانه بازار نشر شد.

خبر

نشر «اسم» دو رمان از هاوارد فاست نویسنده آمریکایی را منتشر و در نمایشگاه کتاب عرضه خواهد کرد.

رمان «آمریکایی» اثر این نویسنده آمریکایی که از زمره نویسنده‌های چپ آمریکایی محسوب می‌شود از سوی نشر اسم توسط فریدون مجلسی ترجمه و در 432 صفحه با قیمت 32هزار تومان روانه بازار نشر شده و در نمایشگاه کتاب به مخاطبان عرضه می‌شود.

همچنین رمان «آخرین مرز» با ترجمه فریدون مجلسی نیز اثر دیگری از این نویسنده است که از سوی این نشر منتشر خواهد شد و با قیمت 27 هزار تومان در دسترس مخاطبان قرار گرفته است.

هاوارد ملویل فاست رمان‌نویس چپ آمریکایی بود که با نام‌های مستعار ای. وی. کانینگهام و والتر اریکسون نیز قلم زده است. او نوشتن را در سنین پایین آغاز کرد و نخستین داستانش را به نام «دو دره» در سال 1933 منتشر کرد. فاست پس از نگارش چندین رمان و داستان، در 12 مارس 2003 در الد گرینویچ کانکتیکت درگذشت.

رهبر معظم انقلاب در جلسه پرسش و پاسخ مدیران مسئول و سردبیران نشریات دانشجویی که در سال 77 برگزار شده بود به رمان «آمریکایی» و نویسنده آن اشاره کرده بودند: «من نمیدانم شما چقدر با وضع دمکراسیهای غربی و انتخابات آن‌جا آشنا هستید. هرچه در این زمینه اطّلاع پیدا کنید و معلوماتتان بیشتر شود، به ناکامی دمکراسی غربی و تحزّب -که پایه‌ی آن دمکراسىِ آن‌چنانی است- بیشتر پی خواهید برد. کتابی هست که بعید است شما آن را مطالعه کرده باشید - لابد کمتر وقت میکنید بخوانید- این کتاب از یک رمان‌نویس معروف امریکایی به نام «هوارد فاست» است - ظاهراً هنوز هم زنده است و شاید ده، دوازده جلد کتاب دارد؛ بنده هم بعضی از کتابهایش را دارم و خیلی از آنها را خوانده‌ام- او یک رمان‌نویس بسیار خوبی است؛ قدری هم چپ میزند؛ البته چپ به‌اصطلاح امریکاییها. میدانید در اصطلاح امریکاییها، چپ کسی است که یک ذرّه اسم عدالت و تأمین اجتماعی و امثال این واژه‌ها را بر زبان بیاورد و یا در کتابی بنویسد. او کتابی دارد به نام «آمریکایی» که شرح حال شخصی است که پدر و مادرش از یکی از کشورهای ظاهراً اروپای شرقی، با آن زحمات از اقیانوس اطلس عبور کردند و همراه با مهاجران اروپایی، خودشان را به امریکا رساندند و دنبال شغل و کار و نان بخور و نمیر بودند. ظاهراً در امریکا این‌طور است که کسی که در آن‌جا متولّد شود، امریکایی است؛ یعنی شهروند آن‌جاست. برای آن شخص هم که اشاره کردم، شناسنامه‌ی امریکایی گرفتند؛ با این‌که پدر و مادرش امریکایی نبودند. در این کتاب، مراحل رشد و تربیت و پیشرفت و دوره‌ی کلاس قضایی دیدن و قاضی شدن و بالاخره وارد مبارزات انتخاباتی شدن این فرد شرح داده شده است. در مقدّمه‌ی کتاب هم مترجم مینویسد که این رمان است، اما واقعیت دارد؛ شرح حال فلان کس معروف در فلان ایالت امریکاست. آدم وقتی این کتاب را میخواند، واقعاً میفهمد که انتخابات یعنی چه!»

خرید کتاب امریکایی نوشته هاواد فاست از فروشگاه کتابخون امکان پذیر است.

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۲/۱۷

خبر
ترجمه‌ای از صحیفه سجادیه که رهبر انقلاب آن را تحسین کردند

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۲/۱۳

رهبر انقلاب اسلامی در دیدار شاعران مذهبی‌سرا که در اسفندماه سال گذشته برگزار شد، شاعران را به استفاده از مضامین دعاهای نقل‌شده از ائمه‌ی معصومین علیهم‌السلام برای شعرسرایی توصیه کردند

خبر

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gifhttp://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif رهبر انقلاب اسلامی در دیدار شاعران مذهبی‌سرا که در اسفندماه سال گذشته برگزار شد، شاعران را به استفاده از مضامین دعاهای نقل‌شده از ائمه‌ی معصومین علیهم‌السلام برای شعرسرایی توصیه کردند. ایشان به‌طور خاص از صحیفه‌ی سجادیه نام بردند و فرمودند: «دعاهای صحیفه‌ی سجّادیّه بحر موّاج معارف اسلامی است... این دعاهایی که در صحیفه‌ی سجّادیّه است معارف است. این معارف را بخوانید، اینها را یاد بگیرید تا بتوانید ان‌شاءالله وظیفه را انجام بدهید.» رهبر انقلاب در این دیدار به ترجمه ای جدید از صحیفه سجادیه اشاره کرده و از آن تمجید کردند. پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR به مناسبت سالروز ولادت با سعادت حضرت امام سجاد علیه‌السلام یادداشت زیر از حجت‌الاسلام جواد محمدزمانی را درباره‌ی ویژگی‌های ترجمه‌ی صحیفه‌ی سجادیه که مورد تمجید رهبر انقلاب قرار گرفت، منتشر می‌کند.

بیانات و توصیه‌های حضرت آقا درباره‌ی صحیفه‌ی سجادیه و لزوم بهره‌مندی جوانان از آن فراوان است. اما این توصیه‌ها در دیدار شاعران آیینی در پنجم اسفندماه سال گذشته، عطر و بوی دیگری داشت. دعای مکارم‌الاخلاق، دعای اول صحیفه و دعای پنجم و دیگر ادعیه از سفارش‌های مهم حضرت آقا به شاعران جوان بود. سپس فرمودند: به‌تازگی ترجمه‌ی زیبایی از صحیفه‌ی سجادیه که ظاهراً محصول تلاش یکی از جوانان خوش‌ذوق قمی است به دستم رسید. اسم مترجم را در خاطر نداشتند. این بیانات، جمع حاضر را به تأمل فرو برد که ترجمه‌ای که تحسین آقا را برانگیخته از آن کیست؟ دیروز در دیدار کارگران به مناسبت ولادت امام حسین (علیه‌السلام) و در آستانه‌ی روز کارگر، توفیق حضور و استماع بیانات آقا نصیبم شد. در پایان دیدار، پس از شرفیابی به محضرشان، مشمول محبت پدرانه‌شان شدم. فرصت را غنیمت شمردم و نام مترجم صحیفه‌ی سجادیه را پرسیدم. آقا یکی از اطرافیانشان را مخاطب قرار دادند و فرمودند: مشخصات آن ترجمه‌ی صحیفه‌ی سجادیه۱ را که در اتاق من است به آقای زمانی برسانید.

با شنیدن این سخنان، نخستین چیزی که به ذهنم خطور کرد این بود که معمولاً کتابی که در اتاق است بیشتر از کتاب‌های داخل قفسه‌های کتابخانه، مورد استفاده قرار می‌گیرد و این نشان از آن دارد که آقا انس فراوانی با دعاهای صحیفه‌ی سجادیه دارند که صد البته قراین متعدد دیگر در گفتار و رفتار ایشان این را تائید می‌کند.

نیم ساعت پس از آن، با تلفن همراهم تماس گرفتند و مشخصات کتاب را برایم گفتند. صحیفه‌ی سجادیه، با ترجمه‌ی آقای محمد مهدی رضایی، انتشارات جمال. من هم که عازم قم بودم به سرعت کتاب را در اینترنت جستجو کردم؛ شماره‌ی تلفن ناشر را یافتم و از آن طریق به شماره‌ی تلفن همراه مترجم دست یافتم. با مترجم تماس گرفتم. نشانی منزل او را خواستم. اجمالی از ماجرا را نیز گفتم. حدود ساعت هفت بعدازظهر به سمت منزل او رفتم. منزل او در شهرک پردیسان قم بود. با دو تن از دوستان طلبه‌ام همراه بودم. جلوی در آپارتمان به استقبالمان آمد؛ طلبه‌ی معمم لاغر اندام جوان. ابتدا از او خواستم که مزاحم نشویم و همین بیرون منزل با او سخن بگوییم اما اصرار کرد که حتماً به داخل خانه‌اش برویم. داخل خانه رفتیم. منزل محقر و ساده در طبقه‌ی دوم آپارتمان با مقداری کتاب و یک کامپیوتر. می‌گفت هنوز باورم نمی‌شود که آقا ترجمه‌ی مرا این‌قدر مورد محبت قرار داده باشند. از ترجمه پرسیدم؛ گفت حدود شش ماه برایش زحمت کشیدم؛ سعی‌ام این بود که علاوه بر رساندن مفهوم، وجوه ادبی و آهنگ کلام و ظرافت‌های معنایی حفظ شود؛ سعی کردم پیش از آن، تمام ترجمه‌ها را ببینم؛ الان می‌بینم الحمدلله ترجمه‌ام در خیلی جاها مورد استفاده قرار می‌گیرد و خدا را شاکرم؛ کسی به من می‌گفت در عمره‌های دانشجویی، برخی جوانان خیلی به ترجمه علاقه‌مند شده‌اند و آن را با خود به مسجدالحرام یا مسجدالنّبی می‌برند.

حاج آقای رضایی می‌گفت: پیش از این، یکی دو کتاب مثل کتاب محاسن و مصابیح‌الجنان (نوشته‌ی مرحوم آیت‌الله سید عباس کاشانی) را ترجمه کرده‌ام. آنچه برایم از سخنان حاج آقای رضایی مبرهن شد این بود که او خیلی متواضعانه از ترجمه‌هایش سخن می‌گفت.

در پایان، مطلبی را ذکر کرد که اندوه و غم، سراسر وجود را فراگرفت. دختر کوچکش را صدا کرد. حنانه دختر هفت ساله‌ی حاج آقای رضایی است که خدا پس از ۱۰ سال به این زوج جوان اعطا کرده است. پای دختر شکسته  و در گچ بود. حنانه به بیماری نادری دچار بود که بر اثر آن، استخوان‌های بدنش با کوچک‌ترین ضربه‌ای می‌شکست. ازاین‌رو از دو سالگی تا حالا بارها و بارها اعضای بدنش شکسته و گاه نیمی از بدنش در گچ بود. دختر به آقا نامه‌ای نوشته بود و برایمان خواند. تنها آرزوی حاج آقای رضایی دیدار حضرت آقا به همراه دخترش است. می‌گفت: آقا نائب امام زمان است و دعای او برای دخترم می‌تواند دعای امام زمان را شامل ما کند و دخترم شفا بگیرد.

 

خرید اینترنتی کتاب صحیفه سجادیه از فروشگاه کتابخون امکان پذیر است.

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۲/۱۳

خبر
كتابي كه آقا خوانده و كنار نگذاشته است

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۱/۳٠

«سلام بر ابراهيم» نام كتابي بود كه سال88 در خصوص زندگي و خاطرات شهيد ابراهيم هادي منتشر شد.

خبر

«سلام بر ابراهيم» نام كتابي بود كه سال88 در خصوص زندگي و خاطرات شهيد ابراهيم هادي منتشر شد. اين كتاب از مجموعه آثار گروه فرهنگي ابراهيم هادي بود كه پس از انتشار مورد استقبال گسترده‌اي قرار گرفت و تدوين‌كنندگانش را مجاب ساخت تا «سلام بر ابراهيم2» را نيز تدوين و منتشر کنند. در اين مجال، به معرفي كوتاه كتاب تازه منتشر شده «سلام بر ابراهيم2» خواهيم پرداخت. 
شيوه كار گروه فرهنگي شهيد ابراهيم هادي به گونه‌اي است كه با ساده‌ترين شكل و روايت به توصيف شهيد مورد نظر مي‌پردازند. در «سلام بر ابراهيم2» كه در سال 95 انتشار يافته نيز جلد كتاب بسيار ساده و مختصر با تصوير نسبتاً بزرگ خود شهيد هادي به معرفي محتوياتش مي‌پردازد: «ادامه زندگينامه و خاطرات پهلوان بي‌مزار شهيد ابراهيم هادي».
در «سلام بر ابراهيم2» به موفقيت‌هاي كتاب قبلي اشاره شده است و در همان ابتدا به نقل قولي از مقام معظم رهبري برمي‌خوريم كه در خصوص خاطرات شهيد هادي بيان فرموده‌اند: «اخيراً كتابي درباره شهيد ابراهيم هادي را خوانده‌ام، با وجود اينكه مطالعه آن را به اتمام رسانده‌ام، اما هنوز كتاب را كنار نگذاشته‌ام.»
سپس با آوردن سخنراني حجت‌الاسلام پناهيان در خصوص شهيد هادي، بلافاصله به بخش تعريف خاطرات از شهيد مي‌رسيم كه در واقع بخش اصلي كتاب را نيز شامل مي‌شود. اما برخلاف كتاب قبلي كه خاطراتي نسبتاً جسته و گريخته و از مقاطع مختلف زندگي شهيد آورده شده بود، اين بار و در «سلام بر ابراهيم2» سعي شده تا زندگينامه شهيد هادي از ابتدا و قدم به قدم در آينه كلام و خاطرات خانواده و دوستان و همرزمان نقل شود. 
در اولين قدم نيز برادر شهيد نحوه تولد ابراهيم را توضيح مي‌دهد: «مادر ما يك زن مؤمن و معنوي بود، اما در آن سال معنوي‌تر شده بود. روزها گذشت تا اينكه در اول ارديبهشت 1336 و درست در شب 21 ماه مبارك رمضان و در همان خانه، ابراهيم به دنيا آمد. مادر و پدر ما بسيار او را دوست داشتند. هم پسر زيبايي بود، هم بسيار با محبت و دوست‌داشتني. . .»
با تورق كتاب «سلام بر ابراهيم2» مشخص مي‌شود كه دست اندركاران سعي كرده‌اند اين بار با دست پر در محضر خوانندگان حضور يابند و با ارائه تصاوير همپاي خاطراتي دقيق‌تر و منظم‌تر، كتابي ارائه دهند. در ضمن آنها در ابتداي اين كتاب به معرفي پدر و مادر شهيد مي‌پردازند تا تصوير واضح‌تري از قهرمان مورد نظر نزد خواننده شكل بگيرد. از همين رو در دو فصل ابتدايي كتاب به معرفي مادر و پدر مرحوم شهيد هادي پرداخته مي‌شود.«به نام مادر» كه پيش‌تر بخشي از آن آورده شد در كنار «بنده خدا فصولي هستند كه به والدين شهيد هادي اختصاص يافته‌اند.  
اما شايد زيبايي كتاب «سلام بر ابراهيم2» همچون كتاب قبلي زبان خودماني همراه با خاطرتي باشد كه تِم كوچه بازاري دارند. اگر يك دعواي خياباني باعث آشنايي يكي از راويان كتاب با شهيد هادي شده است، تدوين‌كنندگان بي‌رودربايستي به نقلش مي‌پردازند. آن هم با عنوان رك و صريح «دعوا» با هم سطوري از فصل دعواي كتاب را مي‌خوانيم: «هيچ وقت فكر نمي‌كردم ماجراي دعواي آن روز، چنين مقدمه‌اي براي آشنايي ما بشود. از آن روز رفاقت ما با ابراهيم آغاز شد. كمي كه گذشت يكباره ديدم كه شب و روز ما با هم گره خورده است. ابراهيم تمام زندگي ما شده بود.»
 يكي از نقاط برجسته كتاب پيش رو اين است كه نويسنده يا نويسندگان خوش‌ذوق سعي كرده‌اند خاطرات چگونگي نگارش كتاب شهيد هادي و همينطور نحوه بازخورد مطالب كتاب روي خوانندگان را نيز بيان سازند. لذا در فصول انتهايي كتاب نمونه‌هايي از نامه‌هاي رسيده توسط خوانندگان سلام بر ابراهيم يك آورده مي‌شود: «گذشته جالبي نداشتم. مثل خيلي افراد بي‌حجاب بودم و آرايش مي‌كردم. نسبت به مسائل ديني سهل‌انگار بودم. زندگي من در پوچي و دنيا‌پرستي مي‌گذشت. ولي هميشه دنبال يك راه بودم. راهي كه خودم را پيدا كنم. . . من در خلوت و تنهايي خودم كتاب را شروع كردم. هرچه زمان مي‌گذشت نمي‌توانستم از كتاب و شخصيت اصلي آن جدا شوم. ابراهيم، زندگي مرا شديداً تحت تأثير قرار داد. چهره نوراني و مظلومانه او همواره در مقابلم قرار داشت.»

تهیه کتاب سلام بر ابراهیم از فروشگاه کتابخون امکان پذیر است.

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۱/۳٠

اطلاعات تماس
آدرس: تهران خ 12 فروردین بعد از چهارراه نظری بن بست حقیقت پ 6 زنگ اول
شماره تماس : 02166963156
سامانه پیامکی : 10005720
ایمیل : info@ketabkhon.ir
خبرنامه
برای آگاهی از آخرین اخبار کتابخون عضو شوید.