اخبار - فروشگاه کتاب کتابخون
برای نمایش بهتر سایت از مرورگر FireFox یا Internet Explorer ورژن بالای 8 استفاده کنید، برای دریافت اینجا کلیک کنید
اخبار سایت
خبر
كتابي كه آقا خوانده و كنار نگذاشته است

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۱/۳٠

«سلام بر ابراهيم» نام كتابي بود كه سال88 در خصوص زندگي و خاطرات شهيد ابراهيم هادي منتشر شد.

خبر

«سلام بر ابراهيم» نام كتابي بود كه سال88 در خصوص زندگي و خاطرات شهيد ابراهيم هادي منتشر شد. اين كتاب از مجموعه آثار گروه فرهنگي ابراهيم هادي بود كه پس از انتشار مورد استقبال گسترده‌اي قرار گرفت و تدوين‌كنندگانش را مجاب ساخت تا «سلام بر ابراهيم2» را نيز تدوين و منتشر کنند. در اين مجال، به معرفي كوتاه كتاب تازه منتشر شده «سلام بر ابراهيم2» خواهيم پرداخت. 
شيوه كار گروه فرهنگي شهيد ابراهيم هادي به گونه‌اي است كه با ساده‌ترين شكل و روايت به توصيف شهيد مورد نظر مي‌پردازند. در «سلام بر ابراهيم2» كه در سال 95 انتشار يافته نيز جلد كتاب بسيار ساده و مختصر با تصوير نسبتاً بزرگ خود شهيد هادي به معرفي محتوياتش مي‌پردازد: «ادامه زندگينامه و خاطرات پهلوان بي‌مزار شهيد ابراهيم هادي».
در «سلام بر ابراهيم2» به موفقيت‌هاي كتاب قبلي اشاره شده است و در همان ابتدا به نقل قولي از مقام معظم رهبري برمي‌خوريم كه در خصوص خاطرات شهيد هادي بيان فرموده‌اند: «اخيراً كتابي درباره شهيد ابراهيم هادي را خوانده‌ام، با وجود اينكه مطالعه آن را به اتمام رسانده‌ام، اما هنوز كتاب را كنار نگذاشته‌ام.»
سپس با آوردن سخنراني حجت‌الاسلام پناهيان در خصوص شهيد هادي، بلافاصله به بخش تعريف خاطرات از شهيد مي‌رسيم كه در واقع بخش اصلي كتاب را نيز شامل مي‌شود. اما برخلاف كتاب قبلي كه خاطراتي نسبتاً جسته و گريخته و از مقاطع مختلف زندگي شهيد آورده شده بود، اين بار و در «سلام بر ابراهيم2» سعي شده تا زندگينامه شهيد هادي از ابتدا و قدم به قدم در آينه كلام و خاطرات خانواده و دوستان و همرزمان نقل شود. 
در اولين قدم نيز برادر شهيد نحوه تولد ابراهيم را توضيح مي‌دهد: «مادر ما يك زن مؤمن و معنوي بود، اما در آن سال معنوي‌تر شده بود. روزها گذشت تا اينكه در اول ارديبهشت 1336 و درست در شب 21 ماه مبارك رمضان و در همان خانه، ابراهيم به دنيا آمد. مادر و پدر ما بسيار او را دوست داشتند. هم پسر زيبايي بود، هم بسيار با محبت و دوست‌داشتني. . .»
با تورق كتاب «سلام بر ابراهيم2» مشخص مي‌شود كه دست اندركاران سعي كرده‌اند اين بار با دست پر در محضر خوانندگان حضور يابند و با ارائه تصاوير همپاي خاطراتي دقيق‌تر و منظم‌تر، كتابي ارائه دهند. در ضمن آنها در ابتداي اين كتاب به معرفي پدر و مادر شهيد مي‌پردازند تا تصوير واضح‌تري از قهرمان مورد نظر نزد خواننده شكل بگيرد. از همين رو در دو فصل ابتدايي كتاب به معرفي مادر و پدر مرحوم شهيد هادي پرداخته مي‌شود.«به نام مادر» كه پيش‌تر بخشي از آن آورده شد در كنار «بنده خدا فصولي هستند كه به والدين شهيد هادي اختصاص يافته‌اند.  
اما شايد زيبايي كتاب «سلام بر ابراهيم2» همچون كتاب قبلي زبان خودماني همراه با خاطرتي باشد كه تِم كوچه بازاري دارند. اگر يك دعواي خياباني باعث آشنايي يكي از راويان كتاب با شهيد هادي شده است، تدوين‌كنندگان بي‌رودربايستي به نقلش مي‌پردازند. آن هم با عنوان رك و صريح «دعوا» با هم سطوري از فصل دعواي كتاب را مي‌خوانيم: «هيچ وقت فكر نمي‌كردم ماجراي دعواي آن روز، چنين مقدمه‌اي براي آشنايي ما بشود. از آن روز رفاقت ما با ابراهيم آغاز شد. كمي كه گذشت يكباره ديدم كه شب و روز ما با هم گره خورده است. ابراهيم تمام زندگي ما شده بود.»
 يكي از نقاط برجسته كتاب پيش رو اين است كه نويسنده يا نويسندگان خوش‌ذوق سعي كرده‌اند خاطرات چگونگي نگارش كتاب شهيد هادي و همينطور نحوه بازخورد مطالب كتاب روي خوانندگان را نيز بيان سازند. لذا در فصول انتهايي كتاب نمونه‌هايي از نامه‌هاي رسيده توسط خوانندگان سلام بر ابراهيم يك آورده مي‌شود: «گذشته جالبي نداشتم. مثل خيلي افراد بي‌حجاب بودم و آرايش مي‌كردم. نسبت به مسائل ديني سهل‌انگار بودم. زندگي من در پوچي و دنيا‌پرستي مي‌گذشت. ولي هميشه دنبال يك راه بودم. راهي كه خودم را پيدا كنم. . . من در خلوت و تنهايي خودم كتاب را شروع كردم. هرچه زمان مي‌گذشت نمي‌توانستم از كتاب و شخصيت اصلي آن جدا شوم. ابراهيم، زندگي مرا شديداً تحت تأثير قرار داد. چهره نوراني و مظلومانه او همواره در مقابلم قرار داشت.»

تهیه کتاب سلام بر ابراهیم از فروشگاه کتابخون امکان پذیر است.

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۱/۳٠

خبر
کتاب «هفت جن» که رمانی فانتزی در ژانر وحشت است برای پنجمین بار روانه بازار نشر شد.

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۱/۲۷

رمان «هفت جن» اثر امید کوره‌چی از سوی نشر کتابستان به چاپ پنجم رسید.

خبر

این اثر رمانی است که زندگی جوانی را به تصویر می‌کشد که سال‌های طولانی از عمر خود را صرف موجودات ماورایی کرده و قدرت‌های بی مانندی را کسب کرده است، ولی از آنجاکه نفس او همواره در طلب کسب قدرت‌های بیشتر است، پا در ورطه‌ای می‌گذارد که حوادث این داستان را رقم می‌زند.
«هفت جن» برای آنهایی که اهل مطالعه یا تماشای آثار ژانر وحشت هستند بسیار جذاب خواهد بود. «رمان 7 ج ن» یک اثر در ژانر آثار فانتزی با درون مایه علوم غریبه برای خواننده داخلی حتما جذاب خواهد بود.
کتاب 7 جن از آن جهت ارزشمند بود که نویسنده به نظر دسترسی خوبی به مستندات داشته و از تصویرسازی های عوامانه در این فضا دوری کرده و تصاویری بدیع و نو به خواننده نشان می دهد و همین موجب یکتا شدن «هفت جن» از سایر آثاری است که در این موضوع نوشته شده است.
چاپ پنجم رمان «هفت جن» با قیمت 16 هزار و 500 تومان از سوی نشر کتابستان معرفت روانه بازار کتاب شده است.

علاقمندان برای تهیه کتاب می توانند به فروشگاه اینترنتی کتابخون مراجعه و یا با تلفن 02166963155 تماس بگیرند.

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۱/۲۷

خبر
"وقتی مهتاب گم شد" روایتی از جنس حماسه

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۱/٠۹

"وقتی مهتاب گم شد" کتابی از علی خوش‌لفظ که با خاطرات شیرین شیطنت‌های دوران کودکی و خاطره گم شدن او در کنار شط خرمشهر آغاز می‌شود و با خاطره بلدچی شدن او در ۱۱ اردیبهشت سال ۶۱ در آزادسازی خرمشهر پیوند می‌خورد

خبر

گروه فرهنگی «نسیم آنلاین»؛ علی خوش لفظ در جنگ تحمیلی حدود یازده مرتبه مجروح شده و حتی برادرش نیز در این جنگ شهید می شود و اکنون وی یکی از جانبازان هشت سال دفاع مقدس به شمار می رود.

وی قصه های پرفراز و نشیبی از آغاز جنگ تحمیلی دارد، وقتی پیش حاج احمد متوسلیان در مریوان می رود، تنها یک نوجوان 15 ساله بوده است و در فتح خرمشهر همراه حاج احمد به عنوان نیروی اطلاعات و عملیات برای شناسایی جاده اهواز _ خرمشهر بوده است

علی خوش لفظ در عملیات های دیگر نظیر عملیات رمضان، مسلم بن عقیل، والفجر 5، کربلای 4 و کربلای 5 حضور داشته است که نهایتاً در عملیات کربلای 5 تیر به نخاع وی خورده و به شدت مجروح می شود که الان هم بعد از 25 سال از این واقعه، از این مجروحیت رنج برده و مکرراً در بیمارستان است.

شخصیت او، بسیار ویژه است که به نوعی بار عاطفی و انسانی خاطراتش خیلی زیاد است چراکه وی با حدود 90 نفر از کسانی که در هشت سال دفاع مقدس شهید شده اند، عهد اخوت می بندد و شاهد شهادت بیشتر آنها نیز در عملیات ها بوده است

حمید حسام، نویسنده در مورد نامگذاری کتاب می گوید:  عنوان این کتاب را «وقتی که مهتاب گم شد» نامگذاری کردم و انتخاب عنوان این اثر به این مهم بر می گردد که در شب های تاریک آنها باید کار شناسایی را انجام می دادند که یک شب مهتابی یکی از دوستانی که خیلی به آقای خوش لفظ نزدیک بود شهید «علی محمدی» بود، وقتی که مهتاب بالا می آید در میدان مین توسط دشمن دیده و شهید می شود و علی خوش لفظ نمی تواند پیکر شهید علی محمدی را از جلوی عراقی ها از میدان مین خارج کند

 

 

همزمان مهتاب وجودی آقای خوش لفظ که قهرمان قصه ما است، همان شهید علی محمدی است که با دمیدن مهتاب گم می شود و از این جهت تا پایان جنگ یک احساس گمشده ای در وجود خوش لفظ وجود دارد که باید به شکلی این فرد را پیدا کند.فضای کتاب «وقتی که مهتاب گم شد» بسیار عاطفی، معنوی و حماسی است و بار انسانی خاطراتش بسیار سنگین است از طرفی این فرد بسیار شهره و مشهور می شود و احساس می کند علت اینکه همه دوستانش یکی یکی به شهادت می رسند این است که خیلی معروف و شناخته شده است و باید سلوک گمنامی داشته باشد.

علی خوش لفظ برای این کار از بین بچه هایی که چند سالی در جنگ تحمیلی او را می شناختند، هجرت می کند و پیش رزمندگان در تهران می رود که در آغاز جنگ پیش آنها بوده با این تصور که دیگر کسی او را در این مکان نمی شناسد و یک نیروی ساده تخریب چی می شود اما از قضای روزگار آنجا هم لو رفته و شناخته می شود و باز هم احساس می کند که برای او آفتی شده و به کارهای عجیب و غریب همانند راننده تانکر آب می پردازد یعنی سعی می کند از شهرت و اعتبار اجتماعی که در چشم و دل رزمندگان پیدا کرده خودش را پایین بیاورد و به این شکل تزکیه نفس کند و یک سلوک گمنامی داشته باشد.

نهایتاً وقتی دومین برادرش شهید می شود یک غم بسیار بزرگی به دل اش رخنه می کند چراکه وی برادرهایش را به جبهه آورده بود و نهایتاً برای یازدهمین بار در عملیات کربلای 5 تیر کالیبر تانک کنار نخاع این شخص خورده و مجروح و جانباز می شود.

در این اثر به فراز و فرودهای زندگی شهید خوش‌لفظ و رابطه او با دیگر شهدا که با آنها عقد اخوت بسته بود، می‌پردازد. از این منظر کتاب حاضر روایتی عاطفی و انسانی از خاطراتی دارد که شهید خوش‌لفظ از همراهان و دوستان شهیدش روایت می‌کند که از جمله این شهدا، شهید علی محمدی است.

در لابه‌لای خاطرات وی، روایت‌های ناب و ناگفته‌ای از همرزمانش دیده می‌شود که بخشی از آن به جاودان‌یاد احمد متوسلیان اختصاص دارد. خاطراتی از عملیات‌های مختلف از جمله والفجر 4 و 5، رمضان و مسلم ابن عقیل از دیگر بخش‌های این اثر است. «وقتی مهتاب گم شد» روایت رزمنده‌ای است که از دوستان شهیدش جا می‌ماند و دلیل آن را هم در شهره شدن ‌می‌داند، از این رو تمام تلاش خود را به کار می‌بندد تا در گمنامی به رزمندگان خدمت کند.

علی خوش‌لفظ در فتح خرمشهر برای شناسایی باید 14 کیلومتر راه می‌رفت و برمی‌گشت. طی دو هفته این کار را کرد تا بتواند گردان‌ها را از آن مسیر عبور دهد، اما در شب 10 اردیبهشت سال 61 وقتی گردان‌ها را می‌برد، مسیر را گم می‌کند، 700 نفر در تاریکی شب می‌مانند و در این وضعیت بحرانی که هوا هم مهتابی بوده ناگهان هوا ابری می‌شود و باران می‌گیرد.

وقتی علی خوش‌لفظ در سومار برای شناسایی می‌رود به تعدادی از عراقی‌ها برمی‌خورد که برای شناسایی آمده بودند. وی در حلقه آن هفت نفر می‌افتد و می‌تواند فرار کند اما هنوز چیزی نگذشته بود که با گروه دیگری از عراقی‌ها مواجه می‌شود و در کمال ناباوری می‌تواند از چنگ آنها نیز فرار کند. علی خوش‌لفظ در منطقه مهران راهکاری را برای عبور سه گردان پیدا می‌کند که در شب عملیات رزمندگان بتوانند از پشت عراقی‌ها را دور بزنند.

ودر مقدمه این کتاب آمده است :

رفیقی داشتم که می‌‏گفت: «اینجا ـ جزیره مجنون ـ جای دیوانه‌‏هاست. دیوانه‏‌هایی که عاشق‏اند. عاشقانی که می‏‌خواهند از راه میان‏بُر به خدا برسند

تابستان سال 1365 بود و من با این رفیق راه، راه را گم کرده بودم. کجا؟ در جزیره مجنون؛ وقتی که از خط برمی‏‌گشتیم. همان دم‌دمای صبح. گرما بالای سی درجه بود و رطوبت هوا بالای هفتاد درصد و ما برای رهایی از گرما و شرجی، بالا‏پوشمان، فقط یک زیر‏پیراهن سفید و خیس بود.

آنجا، کسی را دیدم که کلاه پشمی زمستانی را تا پایین ابرو پایین کشیده و کنار نی‏زارها دراز به دراز خوابیده بود. نگاه عاقل اندر سفیهی به او کردم و به رفیقم گفتم: «راست گفتی که مجنون جای دیوانه‏‌هاست.» رفیق راه ـ جلیل شرفی ـ گفت: «فعلاً چاره‌‏ای نیست جز اینکه مسیر و راه را از این عاقل دیوانه‏‌نما بپرسیم. از نیروهای اطلاعات عملیات است و بلدِ راه

پرسیدم: «اخوی، ما راه را گم کرده‏‌ایم. سه‌‏راه همت کدام طرف است؟»

دو کلمه بیشتر نگفت: «مستقیم برو، می‌‏رسی به همت

آن ‏قدر بی‌‏خیال و بی‏‌محل این دو کلمه را ادا کرد که از او خوشم نیامد. در پاسخ خِسّت به خرج داده بود. ولی همین دو کلمه مختصر را با رفیق راهم ـ جلیل شرفی ـ عقب جلو کردیم و سه معنی ژرف از آن بیرون کشیدیم؛ اول اینکه، راه رسیدن به همت راه مستقیم است. دوم اینکه رسیدن به راه مستقیم، همت می‏‌خواهد. و سوم اینکه راه همت، راه مستقیم است و راه مستقیم راه همت. تمام این جملات به یک نتیجه و مقصد می‏‌رسید.

یک ماه بعد، همان‏ جا، از جزیره مجنون، رفیق راهم ـ جلیل شرفی ـ رفت پیش حاج همت و آسمانی شد.

*

بیست سال بعد، در سال‏‌های بعد از جنگ، همان بلدچیِ بی‏خیال، که راه مستقیم را نشانمان داده بود، رفیقم شد و در این دنیایی که جز رفاقت خدا، روی رفاقت کسی نمی‌‏شود حساب کرد، آن‏ قدر رفیق شدیم که از او پرسیدم: «مرد حسابی، آن چه‌‏جور آدرس دادن بود؟!» که با این سؤال دست مرا گرفت و به کوچه‌‏های خاطراتش برد؛ از روزگاری که شش‌‏ساله بود و در خرمشهر گم شد تا روزی که شانزده‏‌ساله شد، و بعد از آشنایی با حاج احمد متوسلیان، در مریوان ... »

این کتاب توسط انتشارات "سوره مهر" به چاپ رسیده است و تقریظ مقام معظم رهبری بر کتاب و تعریف ایشان باعث شد تا کتاب به چندین چاپ مجدد برسد.

خرید کتاب وقتی مهتاب گم شد از فروشگاه کتابخون امکان پذیر است.

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۱/٠۹

خبر
روایت یک شهید زنده را بخوانید

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۱/٠۶

فرصت عمل به توصیه‌ی رهبرانقلاب در ایام نوروز؛

خبر

روایت یک شهید زنده را بخوانید

«آقا گفتند ما یک قفسه‌ی کتاب داریم در کنار اتاق خودمان که در آن چند صد جلد کتاب وجود دارد، من بعضی وقت‌ها آن‌قدر مشغله‌ام زیاد است که رویم را از کتاب‌ها برمی‌گردانم تا آن‌ها را نبینم و به کار‌های اجرایی برسم. چند هفته قبل به صورت اتفاقی کتاب شما را دیدم و آن را خواندم.»
این جملات شرح نخستین آشنایی رهبر انقلاب با کتاب «وقتی مهتاب گم شد» است که به نقل از علی خوش لفظ راوی کتاب بیان شده است، او برای نخستین بار در تاریخ ۹۵/۱۰/۱۶ همراه با جمعی از نویسندگان دفاع مقدس میهمان رهبر انقلاب می‌شود. دو روز پس از این دیدار بود که رهبر انقلاب دو یادداشت را به عنوان تقریظ بر کتاب وقتی مهتاب گم شد مرقوم فرمودند. پس از نگارش تقریظ هم رهبر انقلاب در دیداری جداگانه میزبان علی خوش لفظ و خانواده‌ی محترم‌شان بودند. همچنین در بهمن ماه ۹۵ بود که حضرت آقا در تقریظ بر کتاب «آب هرگر نمی‌میرد» از علی خوش لفظ و حمید حسام نام بردند تا اشاره‌ای مجدد به کتاب وقتی مهتاب گم شد داشته باشند. با این همه اما گویی تاثیر کتاب و شخصیت راوی آن اندازه زیاد بود که در دیدار رهبر انقلاب با شاعران مذهبی‌سرا و همچنین دیدار با دست‌اندرکاران راهیان نور نامی از علی خوش لفظ و کتاب‌شان، به میان آمد و حتی لحظاتی رهبر انقلاب را تحت تاثیر قرار داد. مجموعه‌ی این توجهات از سوی رهبر انقلاب بود که کتاب وقتی مهتاب گم شد را از سایر آثار دفاع مقدس و حتی آثاری که ایشان بر آن‌ها تقریظ نوشته‌اند، متمایز کرد. این کتاب را باید خواند، زیرا:

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/36096/08.jpg

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif روایت زندگی یک بسیجی
راوی یک نیروی اطلاعات و عملیات است. جدا از آنکه راوی صادقانه از ‌‌‌‌‌‌زندگی خود، شیطنت‌های کودکانه‌‌ی قبل از انقلاب، غرور جوانی‌ و حوادث طاقت فرسای جنگ تحمیلی سخن می‌گوید؛ توصیف شبهای شناسایی، التهاب عبور از میدان مین، جستجوهای مخفیانه برای یافتن راه‌هایی که بشود رزمندگان را تا پشت سر بعثی‌ها برد، گرفتار شدن در تله‌ها و کمین‌ها و شهادت دوستان در برابر چشم، از بخش‌های برجسته این کتاب است.
اگر «وقتی مهتاب گم شد» را به عنوان یک روایت از دفاع مقدس بدانیم، می‌توان آن را مصداق اعلای مکتوبی از سفارش رهبر انقلاب در دیدار راهیان نور دانست: «محتوای گزارش بایستی پُر از تبیین، پُر از معرفت، پُر از بیان حقایق، پُر از نقاط برجسته و مثبت دوران دفاع مقدّس و ارزش‌های دفاع مقدّس باشد؛ ... البتّه من نمیگویم اغراق کنید. ... هیچ لزومی ندارد مبالغه کنیم. ... نخیر، از همین جنس ماها بودند، منتها بهتر از ما راه را شناختند، بهتر از ما زندگی را فهمیدند، اقبال بیشتری داشتند، توسّل بیشتری داشتند، خدای متعال هم به آنها توجّه بیشتری کرد و آنها را از سرچشمه‌ی لطف و فضل خودش سیراب کرد. ۹۵/۱۲/۱۶»

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif انقلاب قلب‌ها
وقتی مهتاب گم شد، زندگی یک انسان معمولی را روایت می‌کند. فردی که با وقوع انقلاب، دچار یک تحول درونی می‌گردد و به یکباره راهی جبهه‌ می‌شود. با ورود به جبهه است که علی خوش لفظ نوجوان به دلیل شجاعت و جسارتش مشهور می‌شود و نامش بر سر زبان‌ها می‌پیچد تا در شانزده سالگی‌ نیروی اطلاعات عملیات حاج احمد متوسلیان ‌شود.
روایت زندگی او، روایت چگونگی تاثیر انقلاب بر قلب‌ها و چگونگی شکوفایی استعداد‌ها در دفاع مقدس است. امری که رهبر انقلاب درباره‌ی آن فرمودند: «در مورد استعداد اشخاص به نظر من این نکته‌ی مهم و قابل توجهی است که به آن توجه نمیشود؛ ... آن این است که دفاع مقدس وسیله‌ای شد برای اینکه استعدادهای مکنون در انسانها، به شکل عجیبی بروز کند. ... این خیلی مهم است. ۹۲/۹/۲۵»

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/home/rect-1-n.gif سفر من الخلق الی الحق
وقتی مهتاب گم شد را می‌توان شرح عملی یک حرکت عارفانه دانست. در حقیقت بیش از آنکه این کتاب به ویژگی‌های جنگ بپردازد، شرح سفر عارفانه‌ی من الخلق الی الحق، علی خوش لفظ است. هنگامی که او از رفیق و مرادش شهید چیت سازیان درس می‌گیرد که برای عبور از سیم‌خاردارهای دشمن باید از سیم‌خاردارهای نفس خود عبور کند و راه صبر و گمنامی را در پیش ‌گیرد؛ همین صبر بر مصائب و آلام است که باعث شد رهبر انقلاب او را شهید زنده خطاب کنند. در حقیقت دلیل سفارش و تاکید رهبر انقلاب بر خواندن این کتاب را نیز باید در همین نقطه جستجو کرد: «شهیدان حامل بشارتند. ... شهیدان به ما می‌گویند شما خوف و حزن نداشته باشید. دلسردی و نومیدی نداشته باشید. ... برکات الهی را در مقابل چشم ما نگه می‌دارند و این آن چیزی است که ما امروز به آن احتیاج داریم . ۹۵/۷/۵»
وقتی مهتاب گم شد شرح بشارت یک شهید زنده است به جامعه، تا مبادا از یاد خدا و نصرت الهی غافل شود، کتابی که اگر یک نفر آن را بخواند، متحول می‌شود و اگر هزاران نفر آن را بخوانند، هزاران نفر متحول خواهند شد. بنظر می‌رسد ایام فراغت نوروز، فرصتی مناسب برای عمل به توصیه رهبر انقلاب برای مطالعه  وقتی مهتاب گم شد، باشد.
خرید کتاب وقتی مهتاب گم شد از فروشگاه اینترنتی کتابخون امکان پذیر است.

تاریخ خبر : ۱۳۹۶/٠۱/٠۶

خبر
معرفی کتاب راز درخت کاج

تاریخ خبر : ۱۳۹۵/۱۲/۲۱

داستان‌پردازی شهید، اجحاف در معرفی چهره واقعی اوست

خبر

اولین شب فروردین ماه سال 1361 بود. چند ساعتی از نماز مغرب و عشا گذشته بود اما او هنوز به خانه نیامده. همیشه ساعتی قبل از اذان برای خواندن نماز جماعت به مسجد المهدی می رفت. بلافاصله بعد از تمام شدن نماز به خانه برمی گشت. جستجو در کوچه و خیابان ها برای پیدا کردن او فایده ای نداشت. چنان بی نشان شده بود که انگار هیچوقت نبوده است؛ هیچوقت...

 

راز درخت کاج روایتی است از زندگی دختری نوجوان و انقلابی به نام "زینب کمایی" که در ابتدای دهه شصت و در کوران تحرکات شوم سازمان منافقین ، به دلیل فعالیت های مذهبی - سیاسی اش مورد خشم و کینه اعضای این گروه قرار میگیرد. 

 

کتاب «راز درخت کاج» تصويری تأمّل ‌برانگيز از زندگی یکی از شهدای نوجوان انقلاب اسلامي است كه نوع شهادت او با دیگر شهدای گرانقدر تاريخ انقلاب و دفاع مقدس تفاوت دارد و آن مبارزۀ شجاعانه و شهادت مظلومانۀ دختري 14 ساله در جبهۀ مبارزه با منافقین كوردل است.

 

شایان ذکر است فیلم مستند "من میترا نیستم" روایت خود را با نگاه بر مستندات ارائه شده در کتاب "راز درخت کاج" نوشته سرکار خانم معصومه رامهرمزی به کارگردانی محسن امانی تولید شده است.

 

تاریخ خبر : ۱۳۹۵/۱۲/۲۱

خبر
سفر به سرزمین جنیان با یک کتاب

تاریخ خبر : ۱۳۹۵/۱۲/۱۶

رمان «لوسیا» که دنباله رمان «هفت جن» است به قلم امید کوره‌چی از سوی نشر کتابستان معرفت منتشر شد.

خبر

رمان «لوسیا» جلد دوم مجموعه «هفت جن» به قلم امید کوره‌چی از سوی نشر کتابستان معرفت روانه بازار کتاب شد.

این رمان که جلد اول آن پیش از این با عنوان «هفت جن» روانه بازار کتاب شده بود اثری است فانتزی که در آن خواننده شاهد اتفاقات گوناگونی در حوزه امور ماوراءالطبیعه است و نویسنده دست خواننده را می‌گیرد و با خود به دنیای جنیان می‌برد.

«7 جن» برای آنهایی که اهل مطالعه یا تماشای آثار ژانر وحشت هستند حتما جذاب خواهد بود جلد اول این رمان یقه خواننده را می‌گیرد و او را با خود به عمق دنیای ساحران و جادوگران می‌برد و خواننده با خواندن «7 جن» سفری شگفت‌انگیز با جنیان را آغاز خواهد کرد.

این کتاب در واقع دنباله رمان «هفت جن» بوده در ادامه آنهایی که جلد اول را خوانده باشند برای شکست دشمن روشنایی وارد فضای تازه‌ای خواهند شد.

رمان «لوسیا» به قلم امید کوره‌چی در 480 صفحه با شمارگان یک هزار و صد نسخه با قیمت 28 هزار تومان از سوی انتشارات کتابستان معرفت روانه بازار کتاب شده است.

تاریخ خبر : ۱۳۹۵/۱۲/۱۶

خبر
​انتشار ترجمه هفت مجموعه داستان برگزیدگان جایزه اُ.هنری

تاریخ خبر : ۱۳۹۵/۱۲/٠۵

مجموعه داستان‌های برگزیده جایزه اُ.هنری توسط انتشارات کتاب نیستان راهی بازار نشر شده است.

خبر

انتشارات کتاب نیستان به تازگی از هفت مجموعه داستان که مربوط به برگزیدگان جایزه اُ.هنری است، رونمایی کرده است. «هم‌سرایان خیابان کینگزلی» با ترجمه شیما الهی، «آخرین روز عجیب در لس‌آنجلس»، «دوران طلایی دل‌شکستگی»، «نقشه‌هایت را بسوزان» و «بعضی زن‌ها» با ترجمه لیدا طرزی، «آوار سرنوشت» با ترجمه علی فامیان و «زنی که با من در یک خانه زندگی می‌کرد» با ترجمه زهرا سلیمی نام کتاب‌ها و مترجمان آن است.
 
«آخرین روز عجیب در لس‌آنجلس»
«آخرین روز عجیب در لس‌آنجلس» مربوط به برگزیدگان جایزه سال 2002 جایزه اُ.هنری است که با ترجمه لیدا طرزی منتشر شده است.

این داستان‌های کوتاه از آثاری انتخاب شده‌اند که در یکی از نشریات آمریکا منتشر شده و پس از آن توسط هیئت داوران جایزه، برگزیده و در نهایت در جمع آثار منتخب قرار گرفته است. این داستان‌ها با وجود انتشار در قالب کتاب طی سال 2002 نوشته شده است؛ سالی که حادثه بزرگ تروریستی یازدهم سپتامبر در ایالات متحده آمریکا رخ داده است.

گرچه در این داستان‌ها نمی‌توان رد و نشانی از این حادثه یافت اما جان مایه‌های شخصی، عاطفی، روان‌شناختی، جریان ذهن، حرکت و کوچک‌ترین گزینش‌های نویسندگان همچنان در داستان‌ها باقی است و این ترکیب، قدرت از آنجا دارد که انسان‌ها، صرف‌نظر از جمله آنچه اتفاق می‌افتد، جهان را در آن سطح صمیمی که داستان‌ها مضمون خود را عرضه می‌کنند، تجربه می‌کنند و این رویکردی است که نویسندگان داستان کوتاه نسبت به واقعه 11 سپتامبر اتخاذ خواهند کرد.

در این کتاب هشت داستان با نام‌های «سقف» اثر کوین بوکمایر، «همسر قصاب»، اثر لوییس اردریش، «صورت تخم‌مرغی»، اثر ماری یوکاری واترز، «زندگی غریبه‌ها» اثر چیترا بنرجی دیواکارونی، «آخرین روز عجیب در لس‌آنجلس» اثر آن بیتی، «شاید پدرانه» اثر هایدی یان اشمیت، «انسان‌شناسی»، اثر آندره آ لی، «اثاثیه خانوادگی»، اثر آلیس مونرو و «ممنتو موری»، اثر جناتان نولان آمده است.

«آخرین روز عجیب در لس‌آنجلس» که مربوط به برگزیدگان جایزه سال 2002 جایزه اُ.هنری است با ترجمه لیدا طرزی در 220 صفحه، شمارگان 2200 نسخه و به‌بهای 15 هزار تومان منتشر شده است.
 
«نقشه‌هایت را بسوزان»
«نقشه‌هایت را بسوزان» مربوط به برگزیدگان جایزه سال 2003 جایزه اُ.هنری است که با ترجمه لیدا طرزی منتشر شده است.

از جمله نکات قابل توجه در این مجموعه حضور آلیس مونرو نویسنده مشهور و برنده جایزه نوبل ادبیات در آن است. «آن چیز در جنگل»، اثر ای.اس.بایات، «نقشه‌هایت را بسوزان»، اثر رابین جوی‌لف، «لطف خدا»، اثر مارجوری کمپر، «شب انتخابات»، اثر ایوان اس. کانل، «دختر ایرلندی»، اثر تیم جانستون، «سفارت امریکا»، اثر چیمامانارا انگوزی آدیچی، «مجسمه‌های مقدس» اثر ویلیام ترور، «دوکلمه» اثر مالی جایلز و «پدرها»، اثر آلیس مونرو عنوان 9 داستان این کتاب است.

در میان صفحات این کتاب با 9 جهان‌بینی برای روایت داستان مواجه هستیم. برخی از داستان‌های این مجموعه مانند داستان «آن چیز در جنگل» سعی دارد تا با استفاده از عناصر فولکلور موجود در حافظه نویسنده به روایتی داستانی دست بزند. از سوی دیگر داستان‌هایی دیگر نیز در این مجموعه قرار دارند که مسئله مهم و اساسی آنها در مواجهه با مخاطب خود، تصویر کردن عشقی است انسانی که در گذر زمان دچار نوعی فروپاشی و فراموشی شده است.

با این همه حتی در این داستان نیز به فراخور وضعیت سیاسی ایالات متحده آمریکا در سال 2003 می‌توان به داستان‌هایی برخورد که نویسنده از نوشتن آنها قصد و نیتی جز محکوم کردن زشتی‌های جنگ و توان آن برای نابودی زندگی ندارد.

در این مجموعه همچنین با داستان‌هایی روبه‌رو هستیم که در آنها سیاست و استعاره‌های حاکم بر آن دستمایه تحولی بزرگ در زندگی شخصی راوی داستان می‌شود و جدای از آن می‌توانیم داستان‌هایی را بخوانیم که حول تأثیر لحظه‌ای خاص یا کنشی خاص از زندگی یک شخصیت می‌گردند، مثل واقعه تکان‌دهنده داستان «دختر ایرلندی» و خیرخواهی احمقانه‌ای که در داستان «مجسمه‌ای مقدس» مشکلی را برای خانواده سنگ‌تراش ایجاد می‌کند؛ تمامی این داستان‌های تلاشی برای به نمایش کشیدن الگوهای متفاوت از زندگی انسانی در بستر زندگی شهری است.

«نقشه‌هایت را بسوزان» که مربوط به برگزیدگان جایزه سال 2003 جایزه اُ.هنری است با ترجمه لیدا طرزی در 200 صفحه، شمارگان 2200 نسخه و به‌بهای 12 هزار تومان منتشر شده است.
 
«دوران طلایی دل‌شکستگی»
«دوران طلایی دل‌شکستگی»، مربوط به برگزیدگان جایزه سال 2005 جایزه اُ.هنری است که با ترجمه لیدا طرزی منتشر شده است؛ سالی که پنجمین سال از ورود جهان به قرن بیست و یکم را شکل داده و تحولات اجتماعی و زیستی و… در آن با سرعت سرسام‌آوری در حال اتفاق افتادن است. در چنین فضایی است که داستان نیز به‌عنوان ابزاری برای واکاوی انسان و اندیشه‌ها و رابطه‌های متقابل میان او و هم‌نوعانش مبدل به یکی از مهم‌ترین متون تولیدشده در ساختار زیستی مدرن می‌شود.

این کتاب از 9 داستان تشکیل شده است که «دوران طلایی دل‌شکستگی»، اثر مایکل پارکر، «فانتزی یازده انگشتی‌ها»، اثر بن فانتین، «هزاران هزار تن از ما»، اثر چارلز دی آمبروزیو، «قزل‌آلای خال‌دار»، اثر ران رش، «کریستی»، اثر کیتلین مکی، «زن غرق شده»، اثر فرانسس دپونتس پی‌بلز، «تردستی»، اثر تسا هادلی، «گرو گذاشته تو را من آزاد می‌کنم»، اثر شرمن آلکسی و «تاریخ موجز مردگان» اثر کوین بروکمایر» نام داستان‌ها و خالق آنهاست.

جایزه اُ. هنری در میان داستان‌های منتشرشده در سال 2005 در سراسر دنیا سعی کرده آثاری را که به شکلی به مسئله انسان و ساختارهای شکل‌دهنده به زندگی مدرن او و نیز احتیاجات و کاستی‌ها او در زیست اجتماعی مدرنش اشاره دارد، انتخاب و در قالب برگزیدگان خود در این کتاب گردآوری کند.

در این کتاب و بر اساس انتخاب داوران جایزه، 9 داستان کوتاه قرارگرفته است که همگی آن‌ها به آنتوان چخوف تقدیم شده است.

«دوران طلایی دل‌شکستگی»، که مربوط به برگزیدگان جایزه سال 2005 جایزه اُ.هنری است با ترجمه لیدا طرزی در 191 صفحه، شمارگان 2200 نسخه و به‌بهای 13 هزار تومان منتشر شده است.
 
«بعضی زن‌ها»
«بعضی زن‌ها» مربوط به برگزیدگان جایزه سال 2010 جایزه اُ.هنری است که با ترجمه لیدا طرزی منتشر شده است.

در این مجموعه 10 داستان کوتاه از برترین داستان‌نویسان انگلیسی زبان در سراسر دنیا به انتخاب داوران این جایزه گردآوری شده است. به لحاظ تاریخی به دلیل گذشت یک دهه از قرن 21، آثار این مجموعه را می‌توان نمایه‌ای از نگاه و نظر به تکنیک و فرم داستانی در دهه نخست قرن بیست و یکم به شمار آورد. داستان‌هایی که می‌تواند میزان تأثیرگذاری المان‌های فرهنگی اجتماعی در دهه نخست این قرن به زندگی فردی و اجتماعی مردم در بخش‌های مختلفی از دنیا را به تصویر بکشد.

«آن آوازهای گاوچرانی قدیمی»، اثر آنی پرولکس، «کنارم باش»، اثر وندل بری، «تا گوسفندان در امان بچرند»، اثر جس رو، «پل»، اثر دانیل آلارکن، «مردی که لوس شد»، اثر دانیال معین‌الدین، «آه، مرگ» اثر جیمز لس‌دان، «در دل دره تنگ»، اثر ران رش، «داستان‌های ریزه میزه»، اثر جان ادگار وایدمن، «بعضی زن‌ها»، اثر آلیس مونرو و «بخشودگی» اثر لور سیگال عنوان‌ 10 داستان این کتاب است.

سردبیر این جایزه در مقدمه این کتاب با تأکید بر این مسئله و نیز کشف و شهودی خواندن نگارش داستان به ویژه داستان کوتاه، تأکید کرده است که آثار حاضر در این مجموعه چه از نگاه داوران و چه مؤلفان آنها، هرگز مدعی کامل بودن و کنترل شدن تمامی مختصات یک داستان طراز اول را نداشته و ندارند اما از منظر تلاش نویسندگان برای سفر در دنیاهای تازه و کشف آنها آثاری قابل اعتنا و قابل تأمل به شمار می‌روند که می‌تواند تلنگری در مخاطبان و علاقه‌مندان به متفاوت دیدن زندگی در سراسر دنیا وارد کند.

در این مجموعه از منظر تنوع موضوعی می‌توان به داستان‌های متفاوتی برخورد؛ از بازآفرینی داستان رویای زندگی در سرزمین‌های بکر و دست نخورده‌ای که تنها در افسانه‌ها می‌توان سراغی از آنها گرفت تا رابطه متقابل انسان و طبیعت و مخاطرات هر دوی آنها با یکدیگر. ران رش و جیمز لش دان از جمله نویسندگانی هستند که با چنین رویکردی در زمره صاحبان اثر در این کتاب قرار دارند.

«بعضی زن‌ها» که مربوط به برگزیدگان جایزه سال 2010 جایزه اُ.هنری است با ترجمه لیدا طرزی در 243 صفحه، شمارگان 2200 نسخه و به‌بهای 15 هزار تومان منتشر شده است.
 
«آوار سرنوشت»
«آوار سرنوشت» مربوط به برگزیدگان جایزه سال 2011 جایزه اُ.هنری است که با ترجمه علی فامیان منتشر شده است.

این کتاب از 12 داستان تشکیل شده است که «آوار سرنوشت»، اثر جیم شپرد، «خاطرات یک سال جالب»،  اثر هلن سیمپسون، «نایت بلومینگی شدن»، اثر کنت کالهون، «بازسازی ویلایی که زمانی تیبور کالمان در آن زندگی می‌کرد»، اثر تاماس دوبوژی، «کوه یخ»، اثر لیلی تاک، «چگونه هیاله را ترک کردی؟»، اثر جنین کاپو کروست، «پل،پل»، اثر سوزان مینوت، «آلامو پلازا»، اثر برد واتسن، «آمریکایی رو به زوال»، اثر لسلی پری، «عبور از رودخانه»، اثر مارک اسلوکا، «چشم باد»، اثر برین ایونسن و «چیزی که بدون آن نمی‌توان زندگی کرد»، اثر متیو نیل نال، نام داستان‌ها و مولفان‌شان است.

این کتاب داستان‌هایی را روایت می‌کند که در دهه نخست پس از قرن بیست و یکم نوشته شده است. نویسندگان این مجموعه پس از طی شدن تجربه زیستی یک دهه در قرن تازه و مواجهه با سیر تحولات موجود در جامعه انسانی در این دهه، توسعه ارتباطات، تغییر مفاهیم انسانی، تغییر سبک زندگی و نیز خلق افق‌های تازه برای ادامه راه حیات بشر در زمین؛ آثاری را خلق کرده‌اند که به نوعی روایت کننده زیست انسان در بستر چنین تحولاتی و نیز آرزوها و بیم‌هایش برای رجعت به ساختار زیستی پیش از آن است.

داستان‌های این کتاب از حیث زبانی نیز نماینده خوبی برای ادبیات زمانه خود هستند. دور شدن از توصیفات بسیار مطول و نیز کوتاه‌نویسی‌های رایج در قالب‌های نوظهور داستانی، به متن‌های این اثر شخصیت یک داستان کلاسیک پر تعلیق قرن بیستمی را داده که البته دغدغه زمینه‌ای آن برای یک قرن پس از آن است. 

کتاب «آوار سرنوشت» که مربوط به برگزیدگان جایزه سال 2011 جایزه اُ.هنری است، با ترجمه علی فامیان در 250 صفحه، شمارگان 2200 نسخه و به‌بهای 15 هزار تومان منتشر شده است.
 
«زنی که با من در یک خانه زندگی می‌کرد»
مجموعه داستان «زنی که با من در یک خانه زندگی می‌کرد» مربوط به برگزیدگان جایزه سال 2012 جایزه اُ.هنری است که با ترجمه زهرا سلیمی منتشر شده است.
 
در مجموعه داستان «زنی که با من در یک خانه زندگی می‌کرد» مخاطب با 12 داستان کوتاه همراه می‌شود که هر یک به نوعی تشریح‌کننده این موقعیت به شمار می‌روند. در داستان نخست از مجموعه با عنوان «زنی که با من در یک خانه زندگی می‌کرد» نویسنده تلاشی تحسین‌برانگیز برای نمایش شیوه‌های زیستن و همزیستی را به نمایش می‌کشد.
در این اثر با مجموعه‌ای از افراد روبه‌روییم که به نوعی با یکدیگر دارای پیوند انسانی بوده و از این نقطه نظر هر یک در مواجهه با دیگری ناچار از اخذ رفتاری متفاوت هستند که بتواند زندگی در کنار هم را تجربه کنند.

«زنی که با من در یک خانه زندگی می‌کرد»، اثر سالواتور سیبونا، «شهر پسرها»، اثر جیم شوپارد، «صورتک خرگوش»، اثر مارک اسلوکا، «خاور باختر»، اثر میروسلاو پنکو، «تولدی در میان جنگل»، اثر کوین ویلسون، «میکی موس»، اثر کارل تارو گرینفلد، «نعیمه»، اثر هاشم متر، «مهربانی»، اثر یی.یون.لی، «هیچ موجود زنده‌ای تنها زندگی نمی‌کند»، اثر وندل بری، «اشباح»، اثر استیون میلهاسر، «ژرف»، اثر آنتونی دوار و «آنچه گفته یا انجام شد»، اثر آن پکر نام داستان‌های این کتاب است.

داستان‌های این مجموعه هر یک راوی نوعی نگاه تازه و بدیع به زندگی انسانی و انسانیت به‌عنوان صفتی محوری برای زندگی انسانی است؛ نگاهی که هر زاویه از آن یادآوری نوعی نگاه بدیع و تازه و تحسین‌برانگیز به مسئله حیات جسمی و روحی انسانی است که این روزها کیمیایی کمیاب به شمار می‌رود.

«زنی که با من در یک خانه زندگی می‌کرد» که مربوط به برگزیدگان جایزه سال 2012 جایزه اُ.هنری است در 433 صفحه، شمارگان 2200 نسخه و به‌بهای 26 هزار تومان منتشر شده است.
 
«هم‌سرایان خیابان کینگزلی»
«هم‌سرایان خیابان کینگزلی» مربوط به برگزیدگان جایزه سال 2012 جایزه اُ.هنری است که با ترجمه شیما الهی منتشر شده است.

«فُک‌ها»، اثر لیدیا دیویس، «شادترین دختر آمریکا»، اثر مانوئل مانیوز، «عضو ثابت خانواده»، اثر راسل بنکس، «هم‌ سرایان خیابان کینگزلی»، اثر راسل بنکس، «هم‌سرایان خیابان کینگزلی»، اثر نایرا کازمیچ، «تبلیغ»، اثر اما تورز، «کلبه»، اثر اکریستوفر مرکنر، «داستان مادربزرگ»، اثر مالی آنتوپول، «قاعده طلایی»، اثر لین شارون شوآرتز، «درباره عمه‌ام»، اثر جوآن سیلبر و «آواز پرندگان از رادیو»، اثر الیزابت مک‌کرکن نام داستان‌های این کتاب است.

تنهایی ناشی از سستی ساختار خانواده و طلاق دستمایه برخی از داستان‌های این مجموعه است که طی آن به شکلی تحسین‌برانگیز دردها و فضای وهم‌آلود زندگی در بستر طلاق به تصویر کشیده شده است.

داستان‌های این مجموعه را با توجه به زمان نوشته شدن‌شان باید به شکلی عجیب دارای محوریتی کما بیش یکسان با موضوع انسان در بستر اجتماع و خانواده دانست. انسان‌هایی که گاه از تنهایی خود قصه می‌گویند و گاه از چهره‌ای که اجتماع از آنها ساخته و البته چهره‌ای که آنها به اجتماع می‌دهند حرف می‌زنند و نیز انسان‌هایی که سعی دارند فریاد بزنند برای زندگی راه‌های دیگری جز ساختار فعلی زیستی تعریف شده در جوامع صنعتی شده غرب نیز موجود است.

این مجموعه از حیث زبانی، نمایشی است از تازه‌ترین سبک و سیاق‌های مورد پسند نویسندگان آمریکای شمالی برای بازی‌ با کلمات، موقعیت‌ها و حرکت‌ در بستر داستان و نیز نمایشی از دل‌مشغولی‌‌های انسان در کلانشهر دهکده جهانی است.

«هم‌سرایان خیابان کینگزلی» مربوط به برگزیدگان جایزه سال 2012 جایزه اُ.هنری است که با ترجمه شیما الهی در 233 صفحه، شمارگان 2200 نسخه و به‌بهای 15 هزار تومان منتشر شد.

تاریخ خبر : ۱۳۹۵/۱۲/٠۵

خبر
«محمد مسیح کردستان» رونمایی شد/خصوصیات بروجردی به روایت لاریجانی

تاریخ خبر : ۱۳۹۵/۱۲/۲۱

رئیس مجلس شورای اسلامی در مراسم رونمایی از کتاب «محمد مسیح کردستان» از این اثر و شهید بروجردی به عنوان راهی برای شناخت عمق حرکت فکری انقلاب اسلامی یاد و تجلیل کرد.

خبر

مراسم رونمایی از کتاب «محمد مسیح کردستان» شامل زندگینامه شهید محمد بروجردی و قلم نصرت الله محمودزاده عصر امروز با حضور رئیس مجلس شورای اسلامی در فرهنگسرای اندیشه برگزار شد.

در این مراسم سرلشکر ایزدی فرمانده قرارگاه سایبری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به حضور نورانی و ملکوتی شهید بروجردی در دوران حیات دنیوی و پس از شهادتش گفت: این شهید بزرگوار همواره در بین یاران و همرزمانش تاثیرگذار بوده و هنوز که هنوز است با همه وجود او را حس می کنیم.

وی ادامه داد : تعبیر زیبای رهبر انقلاب از این سردار که او را آرام، مظلوم، شریف، کم حرف، بی تظاهر و پرکار معرفی کرده بود همواره پیش روی ما است و آنچه که در جبهه رزم هم از او برایمان برجسته بود همین مسئله بود.

در بخش دیگری از این مراسم علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی نیز در سخنانی عنوان کرد: شهید بروجردی از جمله ستارگانی بود که در آسمان انقلاب اسلامی درخشید. در اوایل پیروزی انقلاب که گروه های مبارز با اجتماع یکدیگر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را شکل دادند او با گروه صف در جمله گروه های محوری و فعالی به شمار می رفت که این سازمان را ایجاد کردند که در آن زمان موضعی مکتبی داشت و با تفکر دینی صحیح گام بر می داشت و حتی به دنبال خلق کتابی بود با عنوان تئوری شناخت بر اساس آراء شهید مطهری.

لاریجانی با اشاره به رشد فکری و سیاسی شهید بروجردی در قلمرو انقلاب اسلامی گفت: این شهید بزرگوار رفته رفته در اوایل انقلاب از پایه گذاران سپاه پاسداران شده و به آن جذب می شود و از همین راه است که به کردستان می رود و منشاء تاثیرات بسیاری در آنجا می شود به ویژه اینکه در شرایط غبارآلود کردستان در اوایل انقلاب افرادی باید به این منطقه می رفتند که سراب آنجا گمراهشان نکند.

وی در همین زمینه گفت: امروز هم برای ما معلوم شده که شهید بروجردی با تیزهوشی قابل توجهی از عهده این مسئولیت برآمد که نشان از افکار عمیق او دارد و به همین خاطر است که او اسوه بسیاری از فرماندهان جنگ تحمیلی به شمار می رود.

رئیس مجلس شورای اسلامی با اشاره به ویژگی های خاص شهید بروجردی از جمله اخلاص و آب دیده شدن در فضای انقلاب اسلامی گفت: شهید بروجردی دغدغه ای داشت و گمشده ای که آن را در هویت دینی خود می جست و در کنار این مسئله عمق داشتن معرفت دینی هم برایش اهمیت داشت و در این راه اخلاص، پاک باختگی و شجاعت او بود که به یاری اش می شتافت.

لاریجانی در پایان اظهار امیدواری کرد تا این کتاب بتواند برای جوانانی که در راه انقلاب اسلامی به وادی فعالیت های نظامی وارد می شوند  و علاقه دارند عمق حرکت و اندیشه انقلاب را درک کنند تاثیرگذار باشد.

در ادامه مراسم، کتاب «محمد مسیح کردستان» با حضور علی لاریجانی و نیز سردار نقدی، محمود صلاحی و نویسنده این کتاب رونمایی شد.

همچنین در این مراسم سمیه بروجردی دختر شهید محمد بروجردی نیز با قرائت متنی از نویسنده و گروه منتشرکننده کتاب تشکر کرد و نصرت الله محمودزاده نیز در سخنانی نیز با اشاره به اینکه این کتاب حاصل همراهی و دوستی وی با شهید محمد بروجردی است، عنوان کرد: ۱۷ سال صبوری کردم و با این شهید در جان و قلبم زیستم تا این کتاب نوشته شد. این کتاب حاصل ذهن و خیال من نیست بلکه نشأت گرفته از کشفی انسانی در لایه های مختلف زیست آدمی و معجونی است از تاریخ و اجتماع و جغرافیایی که او می تواند درک کند.

کتاب «محمد مسیح کردستان» را انتشارات روایت فتح منتشر کرده است. برای تهیه می توانید با فروشگاه کتابخون تماس حاصل نمائید.

تاریخ خبر : ۱۳۹۵/۱۲/۲۱

خبر
تاریخ سوژه مناسبی برای طنزپرداز است

تاریخ خبر : ۱۳۹۵/۱۲/٠۵

اسماعیل امینی، طنزپرداز گفت: ‌وقتی از نزدیک به وقایع نگاه می‌کنیم شاید تناقض‌ها به وضوح دیده نشود اما زمانی که با تاریخ روبه‌رو هستیم و مدتی از وقوع یک حادثه می‌گذرد، ایرادها نمایان می‌شود و فرصت خوبی برای طنزپرداز است تا به آن بپردازد.

خبر

ششمین نشست از سلسله نشست‌های «سه‌شنبه‌های کتاب طنز» که با همت موسسه خانه‌کتاب عصر روز سه‌شنبه (3 اسفندماه) در سرای اهل قلم برگزار شد به کتاب «تاریخ مستطاب آمریکا» اثر محمدصادق کوشکی اختصاص داشت. در این نشست امید مهدی‌نژاد، اسماعیل امینی، محمدصادق کوشکی و سیدحامد موسوی حضور داشتند.
 
امید مهدی‌نژاد که وظیفه اجرای این نشست را برعهده داشت در ابتدای این نشست گفت: همان‌طور که معلوم است این کتاب شوخی با تاریخ آمریکاست و قرار است در این نشست از دید یک طنز‌پرداز و کارشناس مسایل آمریکا به این اثر بپردازیم. از این تریبون استفاده کرده و از ناشر کتاب گلایه می‌کنم زیرا قرار بود در این نشست حضور داشته باشد اما در نشست حاضر نشد.
 
تاریخ سوژه مناسبی برای طنزپرداز است
در ادامه برنامه اسماعیل امینی که نخستین سخنران رسمی این نشست بود، در پاسخ به این سوال که «چرا طنزپردازان با تاریخ شوخی می‌کنند؟» اظهار کرد: این که چرا تاریخ برای طنزنویسان سوژه جذابی است، موضوع بسیار خوبی برای ساعت‌ها بحث و گفت‌وگو است. طنزنویس به دنبال تضادها و تناقض‌هاست؛ این تناقض‌ها ممکن است در رفتار، عملکرد، ظاهر، باطن، آغاز و انجام یک رفتار یا یک شخص باشد. برای مثال آغاز انقلاب فرانسه بسیار شکوهمند آغاز شد اما در ادامه اتفاقاتی افتاد که می‌توان به شکل طنز به آنها پرداخت زیرا با واقعیت فاصله بسیاری دارد.
 
وی ادامه داد: جمهوری رضاخان با شعار تجدد سرکار آمد اما به عبرتی برای تاریخ تبدیل شد؛ این موضوعات، نمونه‌های بسیار خوبی است که می‌توان با دیدی طنز به آن نگاه کرد. در واقع وقتی از نزدیک به وقایع نگاه می‌کنیم شاید تناقض‌ها به وضوح دیده نشود اما زمانی که با تاریخ روبه‌رو هستیم و مدتی از وقوع یک حادثه گذشته است، ایرادها نمایان می‌شود و فرصت خوبی برای طنزپرداز است تا به آن بپردازد.
 
به تاریخ نمی‌توان اعتماد کرد
این مدرس دانشگاه با اشاره به وظیفه طنزپردازان گفت: کمدی رفتار انسانی، اصلی‌ترین سوژه برای طنزپرداز است؛ در واقع عملکرد تاریخی یکی از مواردی است که باعث ایجاد طنز می‌شود. از دیدگاه من به روایت‌های تاریخی نمی‌توان اعتماد کرد چراکه به شخصه در دل حوادث انقلاب و جنگ تحمیلی بوده‌ام اما برداشت‌های رسانه‌ها به واقعیت شبیه نبود.
 
وی افزود: برای مثال یک بازی فوتبال برگزار می‌شود و ده‌ها دوربین آن را ثبت می‌کنند و هزاران نفر به نظاره می‌نشینند اما فردای مسابقه روایت‌های متفاوتی بیان می‌شود. حال شما تصور کنید که از یک اتفاق چندین سال بگذرد، به نظر شما چه بلایی سر آن روایت می‌آید. به نظر من هیچکدام از روایت‌های تاریخی علمی نیست زیرا احساسات و عواطف در آن دخیل هستند.
 
امینی با گلایه از برخی توقعات بی‌جا از طنزپردازان عنوان کرد: متاسفانه باب شده است که برخی انتقاد می‌کنند که چرا طنزپردازان به نکات مثبت اشاره نمی‌کنند و یا اینکه چرا طنزپرداز برای حل مشکل راه‌حلی ارایه نمی‌دهد؟ این دیدگاه اشتباهی است که باب شده است.
 
وی افزود: برای مثال دندانپزشکی دندانی را به اشتباه می‌کشد و ما این مساله را به طنز بیان می‌کنیم حال عده‌ای می‌گویند که راهکار ارایه دهید آیا من تخصصی در این حوزه دندانپزشکی دارم تا راهکاری ارایه دهم؟ برای روشن شدن این موضوع باید گفت، اگر یک فردی چهره‌ای مانند فرشته داشته باشد اما دماغش بزرگ باشد وظیفه طنز‌پرداز است که به آن دماغ بزرگ اشاره کند و از آن طریق طنزآفرینی کند.
 
ما طنز را برای دشمنی نمی‌نویسیم
این طنز‌پرداز با اشاره به نکات ریز طنز گفت: کسی که به کار طنز می‌پردازد اگر بتواند با نظام ارزشی شخص مورد نظر طنزپردازی کند کار ظریف‌تر و جذاب‌تر خواهد شد، زیرا تشخیص طنز و جدی‌بودن سخت می‌شود. برای مثال جلال ‌آل‌احمد در داستانی با عنوان «رساله پولس رسول به کاتبان» به شکلی دست به داستان‌پردازی می‌زند که عده‌ای فکر می‌کنند این داستان نامه‌ای جامانده از کتاب مقدس است.
 
وی ادامه داد: این کتاب از طرف ما که انقلابی هستیم نوشته شده است و اگر از دیدگاه خود آمریکایی‌ها نوشته می‌شد قطعا کتابی جذاب‌تر بود و پتانسیل‌های بهتری برای ترجمه داشت. درست است که به برکت انقلاب اسلامی ما از سلطه امریکایی‌ها خارج شده‌ایم و آنها ظلم‌های زیادی به ما کرده‌اند اما ما طنز را برای دشمنی نمی‌نویسیم هدف ما از نگارش چنین کتاب‌هایی این است که آیینه‌ای مقابل آنها بگیریم تا در آن نگاه کنند و متوجه اشتباهات‌شان شوند.
 
امینی با اشاره به استفاده از تکنیک‌های طنز در این اثر گفت: به نظرم اگر بخواهم نمره‌ای منصفانه به این اثر بدهم باید بگوییم که نویسنده در استفاده از تکنیک‌های طنز نمره متوسط رو به پایین می‌گیرد. از متن که فاصله بگیریم، کتاب کاریکاتورهای بسیار خوبی دارد که خیلی دقیق به مسایل نگاه کرده است.
 
اتاق ممنوعه باعث همطرازی افراد شده است
این طنزپرداز با انتقاد از برخی محدودیت‌ها اظهار کرد: متاسفانه ما مجموعه‌ای درست کرده‌ایم و همه ‌آنها را داخل اتاقی ممنوعه ریخته‌‌ایم و هیچ تفکیکی وجود ندارد. برای مثال شریعتی، استاد شجریان و ... , تا همین اواخر مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، در کنار مسایل مبتذل و نامناسب قرار گرفته‌اند. همین اتفاق باعث می‌شود که فردی مانند شاهین نجفی خودش را همطراز استاد شجریان بداند و بگوید که نظام، مخالف موسیقی بزرگان است.
 
وی ادامه داد: این خطری جدی برای ما محسوب می‌شود چراکه جوان کنجکاو است و دوست دارد داخل این اتاق ممنوعه سرک بکشد و با توجه به اینکه قدرت تشخیص ندارد، ممکن است گاهی دچار اشتباه شود و آواز استاد شجریان را با مزخرفات شاهین نجفی و محسن نامجو همطراز بداند.
 
نگاه طنز به موضوعی جدی سخت است
سیدحامد موسوی، کارشناس مسایل آمریکا که دیگر سخنران این نشست بود در توضیح کتاب گفت: با کتاب خوب و بسیار مثبتی روبه‌رو هستیم و منابع تاریخی کتاب نشان می‌دهد که زحمت زیادی برای آن کشیده شده است. قبول کنید سخت است که به موضوعی جدی با دید طنز نگاه کرد.
 
وی ادامه داد: مخاطبان حوصله و وقت خواندن یک کتاب جدی درباره تاریخ آمریکا را ندارند و این نشانه تیزهوشی نویسنده است که با زبانی طنز می‌خواهد این اطلاعات را به افراد جامعه بدهد. تمام منابع این کتاب از مرجع‌های معتبر خارجی برداشت شده‌اند به همین دلیل این کتاب در کنار طنزبودن کتاب معتبری است.
 
این کارشناس مسایل آمریکا با اشاره به ویژگی‌های این اثر اظهار کرد: مسایل مختلف در این کتاب به شکل مجزا نوشته شده است و هر فرد می‌تواند بخش‌های مورد علاقه خود را مطالعه کند و این موضوع آسیبی به ارزش کتاب نمی‌رساند.
 
وی ادامه داد: در این کتاب به ویژگی‌‌های منفی کشور آمریکا پرداخته شده است و نکات مثبت دیده نشده است. من تخصصی در حوزه طنز ندارم و نمی‌دانم که آیا در بیان این مسایل قصدی بوده و یا این کار ویژگی طنز است.
 
موسوی در توضیح هدف نگارش این کتاب گفت: این کتاب با هدفی خاص و با دیدی انتقادی نوشته شده و نویسنده از طنز به عنوان ابزاری برای بیان انتقادها استفاده کرده است؛ البته این ابزار در برخی مواقع دست نویسنده را بسته و او را محدود کرده است.
 
مخاطب این کتاب شعاردهندگان مرگ بر آمریکا هستند
محمدصادق کوشکی، نویسنده کتاب «تاریخ مستطاب آمریکا» که آخرین سخنران این نشست بود در توضیح این اثر اظهار کرد: من متخصص ادبیات نیستم و طبیعی است که این کتاب از نظر ادبی و طنز ایراداتی داشته باشد. هدف از نگارش این کتاب آن بود که مخاطبی که شعار «مرگ بر آمریکا» می‌گوید، بداند که دلیل این کار چیست.
 
وی افزود: از آنجایی که همه ما به دلیل آموزش‌های ناصحیح از تاریخ متنفر هستیم نمی‌شد این اطلاعات را در قالب یک اثر جدی به مخاطب انتقال دهیم، به همین دلیل تصمیم گرفتم آسپرین بچه درست کنم و این مطالب را در قالب کتابی طنز به مخاطبان انتقال دهم. هدف طنزنوشتن نبود و فقط می‌خواستم اطلاعاتی جدی را به دست مخاطبان برسانم.

قصد شوخی با تاریخ را نداشته‌‌ام
این نویسنده در توضیح ویژگی‌های ادبی این اثر گفت: در نگارش این اثر از زبان و قالب طنز استفاده کرده‌ام اما محتوا طنز نیست و قصد شوخی با تاریخ را نداشته‌‌ام؛ همین موضوع کار را برای من سخت کرد چرا که باید اطلاعات تاریخی را دقیق اما در قالب طنز بیان می‌کردم.
 
وی ادامه داد: در این اثر سعی کردم با کلماتی مانند حقوق بشر، آزادی و عدالت بازی کنم؛ این کار راه‌رفتن در لبه تیغ است چراکه یک طرف تاریخ و طرف دیگر طنز است. کشور آمریکا ویژگی‌های بسیار خوبی نیز دارد برای مثال آمریکایی‌ها ملتی سخت‌کوش و قانع هستند اما در این کتاب هدف بیان نکات مثبت نبوده است چرا که می‌خواستیم در این کتاب دلایل شعار مرگ بر آمریکا را بیان کنیم.
 
قصد فریب مخاطب را داشتم
کوشکی در توضیح دلایل استفاده از قالب طنز در این اثر اظهار کرد: در نگارش این اثر از طنز استفاده ابزاری نکرده‌ام بلکه حرف‌های تلخ و جدی را در قالب شیرین طنز بیان کرده‌ام تا مخاطب فریب بخورد و کتاب را بخواند البته این فریب دادن از نوع مثبت است.
 
وی ادامه داد: در این کتاب طنز قربانی حرف‌های جدی و در برخی مواقع حرف‌های جدی قربانی طنز شده است؛ به همین دلیل با نموداری سینوسی روبه‌رو هستیم. در واقع در این کتاب مانند مردی عمل کرده‌ام که می‌خواهد در دعوای بین مادرشوهر و همسر جان سالم به در ببرد.

تاریخ خبر : ۱۳۹۵/۱۲/٠۵

خبر
معرفی کتاب دختر شینا

تاریخ خبر : ۱۳۹۵/۱۱/۲۵

دختر شینا، دختر عشق است

خبر

ناگفته هایی از دختر شینا و راوی آن

جنگ که شروع شد خیلی از کسانی که حتی نمی شد گمان برد از خانه و زندگی شان دل بکنند، روزها و ماه ها بدون این که خم به ابرو بیاورند از جان و مال و خانواده ای که باید سایه ای بالای سرشان باشند، دل کندند و دلیرانه پای اعتقاد و امام شان ایستادند.

 خاطرات و داستان هایی که از این عزیزان بارها و بارها شنیده ایم، هر کدام رنگ و بویی خاص دارد و دل هر ایرانی را به جوش و خروش می آورد. چه بسا سری که برای خواندن کتابی درباره ی جنگ تحمیلی پایین می افتد، پس از اتمام کتاب با غرور بلند می شود؛ چرا که جوانان ما کسانی بودند که به مرگ آبرویی از جنس شهادت بخشیدند.

 خیلی ساده می شود فهمید که خون این عزیزان بیهوده بر زمین نریخته و خانواده های شان رنج سال های دوری را بی دلیل به جان نخریده اند. بی انصافی است اگر آن ها را انسان های دوره ی خویش بنامیم و خود را مربوط به دوره ای که جنگ تمام شده است. چگونه ممکن است شهدای نام آور و گمنام ما آرزوهای جوانی، شوق زندگی، آرامش و پیش رفت برای خود و خانواده های شان نداشته باشد؟ بر ماست که در نگاه به آینده، انتخاب راه و ارتباط با آن سوی مرزها، خون سرخ و گرم شهید، مادری داغ دیده، کودکانی که جز نام پدر چیزی نشنیده اند، را به یاد آوریم و بدانیم گذشتن از این ارزش ها، گذشتن از حمیت و مردانگی است.

«دختر شینا» کتابی است که با اقبال خوبی از سوی خوانندگان روبه رو شد؛ اما آن طور که باید مورد تقدیر قرار نگرفت. این کتاب با زبانی شیوا و دل نشین درباره زندگی یک شهید و همسرش، مخاطب را به همراهی با خود تا صفحات آخر ترغیب می کند. قدم خیر دختر ساده‎ ی روستایی که عزیز کرده ی پدر و مادر است و نه خانه داری بلد است و نه جنگ دیده، بعد از ازدواج با صمد وارد دنیایی می شود که هیچ تصوری از سختی هایش ندارد. این کتاب حکایتی لطیف است از دوران سخت جنگ با زبان یک مادر که چهار دختر و یک پسر به دنیا می آورد و همسرش فقط موقع به دنیا آمدن یکی شان در کنارش حاضر می شود. مادری که وقتی خودش کودکی بیش نبود، نمی توانست درست نام مادرش را تلفظ کند و او را «شینا» می نامید.

«بهناز ضرابی زاده» نویسنده ی بی ادعا و صبوری که یازده کتاب در کارنامه ی خود دارد، در این کتابش بازگو کننده ی خاطرات زنی است که در طول هشت سال ازدواجش با یکی از سرداران غیور دوران دفاع مقدس، جز غم دوری و بزرگ کردن فرزندانش به تنهایی، چیزی از زندگی نمی فهمد.

قدم خیر بار زندگیش را طوری به دوش می کشد که چیزی کم از مرد شجاعش ندارد، بچه های قدونیم قدش را دست تنها در شهری غریب به چنگ و دندان می کشد، تا بار منت بر دوش شوهرش نیفتد. عاشقانه لباس مردانه می پوشد و برف ها را می روبد، نفت می گیرد تا خانه اش را در نبود شوهر، خانه را گرم کند. وقتی هم شوهرش بعد از ماه ها می آید، انگار نه انگار که سختی کشیده است، پر از شور و هیجان می شود و آبگوشت لیمو بار می گذارد تا مردش، لذت غذا و خانه ای گرم را چند لحظه حس کند.

 داستان شیرین قدم خیر که به پایان می رسد، دلت می سوزد. حسی عجیب سر تا پایت را می گیرد. .. کاش خود قدم خیر هم این قدر زود و ناگهانی بار سفر نبسته بود. کاش یک بار هم شده، او را می دیدی و سختی ها را در چروک های صورتش دنبال می کردی.

درست است که داستان زندگی سردار شهید حاج «ستار ابراهیمی هژیر» و یا همان صمد، روایتی شیرین و دل چسب زنانه از روزهای جنگ است؛ اما می شود به جرأت گفت اگر کسی جز «بهناز ضرابی زاده» آن را می نوشت، شاید آن قدر دل نشین نمی شد، کسی که به گفته ی خودش با «قدم خیر محمدی کنعان» ارتباطی دلی داشت نه کاری! خانم «ضرابی زاده» متولد سال 1347و مسئول کارشناس کانون پرورش فکری کودکان، مرکز آفرینش های ادبی همدان است. پای صحبتش می نشینیم تا حرف های ناگفته ی او را بشنویم.

*از چه زمانی و با چه انگیزه ای کار نوشتن آن هم در حیطه ی دفاع مقدس را شروع کردید؟

همیشه در ذهنم این جمله از مقام معظم رهبری بود که جنگ گنج است. با توجه به این که همسرم خاطرات جنگی زیاد داشت خیلی دوست داشتم آن ها را به صورت مکتوب درآورم تا فراموش نشوند. کار اول من هم از آن جا شروع شد. داستان های کوتاه می نوشتم و برای دو هفته نامه ی «کمال» می فرستادم. این جرقه ی کار من بود تا به کار نوشتن به طور جدی نگاه کنم.

*قلم شما در دختر شینا خیلی خودمانی و دل نشین است. برای یادگیری نگارش، در کلاس های آموزشی شرکت کرده بودید؟

برای نوشتن در هیچ کلاسی شرکت نکردم؛ یعنی در همدان جایی برای آموزش نبود. هر چه انجام داده ام نتیجه ی سال ها مطالعه ام بود. اعتقاد دارم هر کتابی که خوانده می شود، تجربه ی سال ها زحمت نویسنده است که خواه ناخواه به خواننده منتقل می شود. دلیل دیگرش هم این است که برای نوشتن کتاب عجله نداشتم و درگیر زمان نبودم، گرچه دلیل اصلی این صمیمیت برگرفته از رفتار و نوع خاطره گویی قدم خیر است؛ چرا که این زن بزرگوار آن قدر دوستانه برخورد می کرد که همان لحظات اول حس می کردی سال ها از آشنایی تان می گذرد.

*چه شد که سراغ خانم محمدی رفتید؟ و چه قدر کار گفت وگو طول کشید؟

نام همسر ایشان را بارها شنیده بودم؛ اما یک روز داشتم پرونده ها را در بنیاد حفظ آثار نگاه می کردم که به پرونده ی قطور سردار شهید حاج ستار ابراهیمی برخوردم. چیزی که به نظرم جالب آمد این بود که همسر ایشان در سن بیست و چهار سالگی پنج فرزند داشت. می خواستم بدانم وی با چه سختی هایی دست و پنجه نرم کرده است. او ابتدا قبول نکرد گفت وگویی با من داشته باشد؛ اما بعد از گذشت مدتی توانستم رضایتش را برای نوشتن خاطرات شان جلب کنم و از همان لحظه کار من شروع شد. هفته ای دو یا سه روز به مدت شش ماه به منزل شان رفت و آمد می کردم. جلسه ی آخر به همراه دخترش به محل کارم آمد و خاطره ی مربوط به شهادت حاج ستار را تعریف کرد. در واقع آمده بود کار را تمام کند و برای یک آزمایش کلی به دکتر مراجعه کند. این آخرین گفت وگوی من با این زن فداکار بود.

*در کتاب دختر شینا، قدم خیر نهایت ادب و متانت را داراست. در برخورد با او چه چیزهای دیگری ملموس بود؟چه چیزی بیش تر شما را جذب می کرد؟

دوست نجیبی بود. نجابت تنها کلمه ای است که رفتار این زن را توصیف می کند. ادب را رعایت می کرد تا جایی که به جز یک بار که در موقع مصاحبه حالش بد شد؛ هیچ وقت ندیدم از بیماری، مشکلات و یا سختی ها گله و شکایت کند. همیشه صبور بود و بارها می گفت که به حاجی قول داده ام صبور باشم. او همسر شهیدش را همه جا حاضر و ناظر می دید، خیلی وفادارانه نسبت به شهید ستار حرف می زد، هر وقت اسمش می آمد، چشم هایش پر اشک می شد. این زنده نگه داشتن یاد سردار با این که حضور فیزیکی اش در خانه نبود، برایم جالب بود.

*نظر خودتان راجع به کتابی که در فاصله ی کمی آن هم با گرانی کاغذ و مشکلات چاپ به چاپ نهم رسید، چیست؟

این غیر از لطف خدا چیزی نیست. در حقیقت من کتاب را برای دل خودم می نوشتم و حتی تا پایانش به ناشر هم فکر نکرده بودم؛ این ها را همه مدیون قدم خیر هستم. به نظرم حکمتی داشت که خاطرات این زن نوشته شود و زمانی به چاپ برسد که خودش در قید حیات نیست. مطمئنم این زن آن قدر حیا داشت که بعید بود در جلسه ای یا مصاحبه ی تلویزیونی شرکت کند. اگر زنده بود شاید اذیت می شد؛ اما خدا خواست تا به وسیله ی من نام قدم خیر گم نشود، صبر و شجاعت او بماند و پاداش کارها و از خود گذشتگی هایش را با چاپ کتاب بگیرد.

*دختر شینا موفق شده تا به حال رتبه ای در محافل ادبی کسب کند؟

متأسفانه خیر. هر چند برایم مهم نبود؛ اما دلیلش این بود که کتاب سال گذشته چاپ شد؛ ولی دست اندرکاران چاپ این کتاب به اشتباه آن را چاپ نود زدند و در آن سال کتاب «پایی که جا ماند» شایسته ی تقدیر شد. به هر حال برای نویسنده رتبه و جایزه مهم نیست، مهم این است که کتابش خوانده شود و بعد از همه ی این ها برایم مهم است که خداوند این کار کوچک را در مقابل کار بزرگ قدم خیر و امثال او از من بپذیرد.

***

«دختر شینا» روایت زندگی یکی از آن هزاران زن صبوری است که حالا دیگر جایی میان ما ندارند. او تنها زن صبور جنگ نبود و زیادند آن هایی که هنوز صندوق خاطرات شان بسته مانده و کسی به فکرشان نیست. باید روایت آن ها و زندگی دختر شینا را برای دختران امروز گفت تا حقیقت عشق را در خانه هایی ساده و بی آلایش بجویند. بهتر باشد قدم خیر را دختر عشق بنامیم، کسی که جز زیبایی در سختی ها ندید. روحش شاد و یادش گرامی.

تاریخ خبر : ۱۳۹۵/۱۱/۲۵

اطلاعات تماس
آدرس: تهران خ 12 فروردین بعد از چهارراه نظری بن بست حقیقت پ 6 زنگ اول
شماره تماس : 02166963156
سامانه پیامکی : 10005720
ایمیل : info@ketabkhon.ir
خبرنامه
برای آگاهی از آخرین اخبار کتابخون عضو شوید.